فقط 200000 ساعت!

مدیریت زمان به معناى مسلط بودن و کنترل کردن «زمان و کار» است. افراد واقعاً موفق عمدتاً در برهه‏اى از زندگى با خود خلوت کرده و درباره این که از سرمایه عمرشان چگونه سود ببرند، اندیشیده‏اند. زندگى به شرطى مى‏تواند کاملاً موفقیت‏آمیز باشد که بر پایه دیدگاهى صحیح از زمان و زندگى بنا نهاده شود.
ما باید تلاشى هوشمندانه به کار بریم تا از وقتى که در اختیار داریم. جهت دستیابى به اهداف شخصى و حرفه‏اى بهره گیریم. این، تنها راه ایجاد ارتباط بین کارهاى روزمره رضایت شخصى است.
مهم نیست باد به چه سمتى مى‏وزد؛ مهم آن است که ما چگونه بادبان را تنظیم کنیم. مدیریت زمان موفق، ما را یارى مى‏دهد تا:

1. دیدگاه بهترى درباره اولویت‏ها و کارهاى وابسته به یکدیگر به دست آوریم.
الف) فرصت‏هاى بیش‏ترى براى خلاق بودن ایجاد کنیم.
ب) مبتکر باشیم نه منفعل.
ج) از فشارهاى روحى دورى کنیم و آن را به کم‏ترین حد برسانیم.
د) با ثبات قدم و به طور منظم به اهدافمان دست یابیم و زندگى کارى و اجتماعى معنا دارى داشته باشیم.
2. از زمان براى کار، اندیشه، مطالعه و دوستى استفاده کنیم؛ زیرا:
الف) کار، بهاى موفقیت است.
ب) تفکر سرچشمه قدرت است.
ج) مطالعه منبع عقل و دانش است.
3. سارقان زمان را بشناسیم.
سنکا، محقق اروپایى، مى‏گوید: «بخشى از اوقات ما به سرقت مى‏رود یا در آن تقلب صورت مى‏گیرد و آنچه باقى مى‏ماند، به نظر مى‏رسد که به طور نامشخصى ناپدید مى‏شود.» هنگامى که کارها آن طور که برنامه ریزى کرده‏ایم یا انتظار داریم واقع نمى‏شود، اغلب به آن علت است که به کرات در کار ما وقفه و انقطاع پدید مى‏آید. امور زیر به انقطاع پیاپى کار و طولانى شدن آن‏ها مى‏انجامد:
تلفن‏هاى دائم و مکالمات بیش از حد لزوم، وظایف سنگین (کارهاى زیاد و وقت کم)، فقدان اولویت‏ها، فشار ضرب العجل‏ها، کافى نبودن ارتباطات و تبادل اطلاعات با دیگران، ناتوانى در به کاربردن واژه «نه» در برابر دوستان و آشنایان، بدون برنامه عمل کردن، فقدان تعادل در زندگى، محیط کارى آشفته، کافى نبودن میزان خواب.

هدف دارى و هدف گذارى پیش شرط لازم و کلید مدیریت زمان است.
مارک تواین، محقق آلمانى، مى‏گوید: «اگر اهداف روشن نباشد دو چندان باید تلاش کرد». مدیریت موفق، تنها زمانى امکان‏پذیر است که اهداف به خوبى تعریف شده باشند و مراقبت‏ها و بررسى‏هاى لازم جهت دستیابى به اهداف تحقق یابد.
به هر حال، تنها 20 درصد از وقت و تلاشى که به طور مؤثر به کار گرفته مى‏شود، نتایج زیر را به ارمغان مى‏آورد:
1. تنها 20درصد از مشتریان و محصولات، سبب 80درصد از معاملات هستند.
2. تنها 20درصد از روزنامه 80درصد اخبار را ارائه مى‏دهند.
3. تنها 20درصد از زمان جلسات 80درصد از تصمیمات را تولید مى‏کنند.
4. تنها 20درصد از مطالعات و فعالیت‏هاى تخصصى سبب 80درصد از موفقیت‏هایند.
قاعده: 20درصد تلاش 80درصد نتیجه، نخستین بار توسط اقتصاد دان ایتالیایى پاره تو در قرن نوزدهم مطرح شد. طبق این قاعده، لازم است مسائل را شناسایى کرد و براى آن‏ها اولویتى خاص را در نظر گرفت.

/ 0 نظر / 3 بازدید