یک برنامه سبز در بهار طبیعت‏

فرصت سالیانه
آهنگ این دوران در آفرینش فرصت سالیانه‏1 خوانده مى‏شود. و آدمیان مى‏توانند با آغازى خوب و آگاهانه آینده‏اى روشن بسازند. البته «آینده، تنها براى کسانى شفاف و روشن است که آغازهاى خوب و سرآغازهاى مطلوب و تداوم منظم و شناخت کافى از شرایط زمان و مکان داشته باشند.»
اکنون که در آغاز سال 1382 هستیم، نگاه ما باید «امروز» باشد؛ براى ویژگى‏هاى فردا و فرداها برنامه ریزى کنیم و به ورطه برنامه روزى نیفتیم. افراد موفق معمولا براى یافتن ویژگى‏ها و شرایط فردا از اطلاعات کافى، مرتبط و داراى معیارهاى مشخص بهره مى‏برند. براى برنامه ریزى درست در آغاز سال، تعیین چند مسأله اهمیت دارد:
1. کارهاى بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت یعنى امسال مى‏خواهم به چه چیزهایى دست یابم که حدود 10-8 ماه یا بیش‏تر وقت مى‏برد؛ کدام اهدافم در زمانى کم‏تر حاصل مى‏شود و کدام کوتاه مدت است.
2. معاشرت‏ها، ارتباطات و زمینه‏هاى شغلى، حرفه‏اى و تحصیلى.

عادت‏هاى ما
متاسفانه ما غالبا از فکر کردن به آینده واهمه داریم و حتى گاه آن را غیر ضرورى مى‏دانیم. درست است که ما در قضا و قدر الهى به سر مى‏بریم؛ ولى اختیارات و فرصت‏ها و خلاقیت هایى که در درون ما به ودیعه نهاده شده به ما قدرت مى‏دهد که هر روز درتحول‏باشیم. حضرت امیرالمؤمنین(ع) مى‏فرماید: «هر کس (حتى ااگر) دو روزش مساوى باشد، در زیان است.» 2
عادت به عادت نکردن به اندیشیدن سبب مى‏شود گاه روزها بگذرد و در یک مسیر خطى حرکت کنیم و چه بسا به این نوع حرکت عادت کنیم و به تدریج زندگى ما از روح و معنا تهى شود. ویکتور فرانکل مى‏گوید: «انسان‏ها باید در جست و جوى معنا در زندگى باشند؛ زیرا بسیارى از ما به ورطه عادت افتاده‏ایم و معنا را ازدست داده‏ایم.»3
یکى از برنامه‏هاى مهمى که آدمى را به سعادت مى‏رساند و افق‏هایى روشن پیش پایش مى‏نهد، معاشرت‏ها است. اسحاق نیوتن مى‏نویسد: اگر دوردست‏ها را دیده‏ام و مسیرهایى را در دانش درنوردیده‏ام، به خاطر این است که بر شانه غول‏ها ایستاده‏ام.
از او پرسیدند شانه غول‏ها چیست؟ پاسخ داد: «با بزرگان و فرهیختگان و اندیشه وران و صاحب نظران محشور بودم.»
انسان وقتى با اندیشه‏ها و توانمندى‏ها همنشین مى‏شود، استعدادهاى بالقوه‏اش به حرکت در مى‏آید؛ چون ذهن مانند عضله مستعد با ورزش قوى‏تر مى‏شود. بهترین تصمیم این است که در آغاز سال درباره دوستان و معاشران مطالعه و بررسى کنیم و بهترینشان را برگزینیم. بنابراین، فراموش نکنیم که:
1. کسانى که درباره شغل و علایق شان کتاب‏هاى خوب مى‏خوانند، ذهن خود را باز نگه مى‏دارند.
2. کسانى که با افراد فرهیخته و توانمند نشست و برخاست مى‏کنند، ذهن خود را به سمت خلاقیت و نوآورى و ایده‏گیرى و سطوح بالاى اندیشه سوق مى‏دهند.
3. معاشرت با انسان‏هاى کوته نظر و غیر خلاق فکر را محدود مى‏سازد و نوعى همرنگى ایجاد مى‏کند.

مزرعه ذهن
ذهن آدمى چون زمین کشاورزى است. تا وقتى بذرهاى ایده‏هاى خوب را در ذهن خود نکارید، نمى‏توانید به ایده‏هاى خوب برسید. البته ذهن آدمى بسیار برتر از زمین کشاورزى است. تفاوت ما با طبیعت این است که ما داراى جرقه ذهنى یا توفان مغزى 4 هستیم.
و این معجزه ذهن است که ناگهان این امر در آن جرقه مى‏زند و بارور مى‏شود. براى تقویت این تحول و تغییر ذهنى نوع مطالعه، نوع معاشرت‏ها، اهداف و آغازها چهار راه موفقیت به شمار مى‏آیند.
این چهار عامل در حقیقت ساده‏ترین راه برداشت محصول از زمین شما است.

نیازهاى مزرعه ذهن
مزرعه ذهن ما به موارد زیر بسیار نیازمند است:
1. کشت: کار زیاد و ساعات کافى و انتخاب‏ها
2. کود: مطالعه کافى‏
اصطلاحاً امروزه آن را سوخت‏گیرى علمى مى‏خوانند؛ یعنى افراد در طول حیات خود، به ویژه در دوران تحصیل و مهم‏تر از آن در دوران دانشجویى، باید از مطالعات دقیق همراه با یادداشت و یادگیرى برخوردار باشند.
3. مواد ضد آفت: نظم و انضباط مشخص و برنامه متعهدانه.
4. آبیارى: تعهد به هدف و به مراحل انجام فعالیت‏ها.
5. بذر: اندیشه خوب و ایده‏هاى جدید.
6. باران: بخت و اقبال و نیایش و معنویت و هنر.
شما مالک این زمین هستید و اکنون زمان شروع است. آینده در انتظار شما است. باید تصمیم بگیرید مى‏خواهید چه بذرى در آن بکارید که از سال گذشته پربارتر، ارزشمندتر و پر محصول‏تر باشد. باید تصمیم بگیرید چگونه از آنچه در مزرعه تان مى‏روید مراقبت کنید. فردا همیشه روز دیگرى است و با آنچه در این مزرعه مى‏روید ساخته مى‏شود.

تجارب نامرئى
در آغاز سال بگذارید ذهن ناهشیار شما در تمام اوقات شبانه روز به این مسأله فکر کند، با اشخاص مختلف ملاقات کنید، با آن‏ها حرف بزنید. در این صورت، گرماى ذهنتان را حفظ و افکار خفته در ذهنتان را بیدار مى‏سازید. عقل سلیم را درخود تقویت کنید و از آن ا ستفاده ببرید؛ زیرا بهترین دوست شما در زندگى است.
ما در پیرامون خود با مجموعه‏اى از تجارب نامرئى ارتباط داریم که باید آن‏ها را بشناسیم. این تجارب همان افرادند که دائرة المعارف‏هاى متحرک به شمار مى‏آیند. بسیارى از افراد دریایى از تجاربند؛ ولى خاموش به سر مى‏برند. بهترین آن‏ها موفق‏ترین آن‏هایند و جالب این که بسیارى از آن‏ها فکر مى‏کنند معمولى اند و بادیگران تفاوتى ندارند و تا نخواهیم تجاربشان را به ما منتقل نمى‏کنند.

هفت C
براى موفقیت و بهره ورى بهینه از زمان، خصوصاً در آغاز یک تحول و مهم‏تر از همه در شروع سال جدید، توجه به هفت عامل اساسى یا هفت C ضرورت دارد:
1. اعتماد و ایمان (confidence and trast)
بهره ورى و کیفیت در طول زمان تنها در صورتى بهبود مى‏یابد که انسان با ایمان و اعتماد به هدف گام بردارد. اگر این اعتماد نباشد، اهداف لرزان و مسیرها مبهم و راه تاریک و مه‏آلود مى‏گردد و حتى در درون آدمى مقاومت منفى به وجود مى‏آید. ارشمیدس، ریاضى‏دان نامى یونان، مى‏گوید:«اهرمى از اعتماد و ایمان به من دهید تا بدون محاسبات ریاضى زمین را جابه جا کنم.»5
2. همکارى و تعهد (cooperation and commintment)
وقتى انسان با اعتماد به مسیر و برنامه و هدف گام بر مى‏دارد، موانع را درهم مى‏شکند. آدمى مجموعه‏اى از قواى مختلف درونى است. براى موفقیت باید تمام قواى او با هم همکارى کنند و تعهد در وى شعله ور شود.
3. ارتباطات (communication)
امروزه مانع اصلى موفقیت برنامه‏ها در اغلب موارد، عدم ارتباطات مؤثر با افراد و محیطهاى جهت دهنده است. فرد باید بداند باچه مراکزى، چه افرادى و چه محیط هایى ارتباط برقرار کند تا موفقیت خود را رقم بزند. اطلاعات پیش شرط ارتباطات صحیح است.
4. همبستگى (coherence)
بهبود برنامه و تحصول بهره ورى باید بر مبناى همبستگى تمام وجود فرد با آرمان‏ها و برنامه‏ها باشد. این نکته در هر دو مرحله برنامه‏ریزى و اجرا مهم است.
5. استمرار (continiuty)
افرادى موفق به شمار مى‏آیند که افزون بر داشتن برنامه پیوسته به آن مقید باشند. بنابراین، پى‏گیرى اهداف در برنامه ریزى و اجرا هرگز نباید فراموش شود.
6. خلاقیت (Creativity)
به رغم همه تلاش‏ها، بدون خلاقیت و نوآموزى بهره ورى بهبود نمى‏یابد. البته خلاقیت تنها به مرحله اجرا اختصاص ندارد و در مرحله برنامه ریزى نیز بسیار کارساز و راهگشا است.
7. آموزش مستمر (continuous training)
برقرار ساختن فرایند مستمر آموزش در زندگى از عوامل مهم موفقیت به شمار مى‏آید. برنامه‏هاى آموزشى فراوانى به صورت رسمى و غیر رسمى و آزاد در اطراف ما وجود دارد و تجارب بسیار مى‏توان از آن‏ها کسب کرد. امروزه بحث آموزش مادام العمر مطرح است. انسان باید همواره در حال آموختن و یادگیرى بهینه باشد.
امروزه ثابت شده است حتى 90درصد مقید شدن به اصول فوق، خود را از حالت «زنده مانى» به عرصه «زندگانى»مى‏آورد.نباید فراموش کنیم که چنان که ارنست ریوز 6 مى‏گوید: در زندگى ما «هر روز یک روز جدیدى است با امکانات جدیدتر و فرصت‏هاى نامحدود.» سخت کوشى امروز پیروزى فردا را رقم خواهد زد. ما که عمدتاً روزهاى متوالى براى ساختن آینده بهتر کار مى‏کنیم، نباید این مثلث طلایى را از یاد ببریم:
1. براى به دست آوردن دانش و موفقیت باید مطالعه کرد.
2. براى خردمند شدن باید مشاهده کرد.
3. براى یادگیرى و موفقیت در امور باید برنامه ریزى کرد؛ زیرا هیچ حد و مرزى در این خصوص وجود ندارد.

آغاز نیک
یکى از رازهاى موفقیت انسان آغاز خوب است. چنان که در هفت عامل موفقیت اشاره شد، مقدمه و کانون این آغاز اعتماد و ایمان است. همواره باید به خود بگوییم: «آنچه که خداوند براى دیگران انجام داده، براى من نیز هم اکنون انجام خواهد داد و شاید بسیار بیش از آن را.»7
باید با اعتماد و ایمان در راه پیروزى گام نهاد و دانست:
1. جاده‏اى که به کامیابى کشیده مى‏شود، امتداد یک شروع خوب است.
2. انسان مجموعه‏اى از افکار خویش است. اگر بخواهید مى‏توانید با این مجموعه به همه اهداف مثبت دست یابید.
3. بهترین زمان براى یک آغاز نیک فرجام بهار طبیعت است. بیاییم در بهارستان زندگى و طبیعت، حیات خود را با نگارستان برنامه ریزى جدید و قاطع و مستمر به بوستان موفقیت گره بزنیم.
4. اگر انسان هدفى بزرگ در زندگى داشته باشد، دستان نامرئى خداوند به یارى اش مى‏شتابند.
5. براى رسیدن به جاده کامیابى، برنامه ریزى ضرورت دارد؛ زیرا«با ایمان، اراده،برنامه و توکل و حرکت و یک آغاز ارزشمند، مشعل دل پر از روغن اجابت مى‏گردد.»


پى‏نوشت :

1.Opor onity
2. مَنْ ساوى‏ یَوْماه فهو مَغْبُون.
3. انسان در جست و جوى معنا، ویکتور فرانکل.
4.Brine storming
5. چهار هزار و پانصد سخن، مجید اصلانى پرویز.
6. نشریه بهره ورى، شماره 79، سال 81.
7. درى مخفى به روى موفقیت، فلورانس اسکاول شاین، ترجمه شهلا(لمعى).

/ 0 نظر / 6 بازدید