من چه نوع حافظه‏اى دارم؟(1)

آیا تا کنون از خود پرسیده‏اید، من چه نوع حافظه‏اى دارم؟
حافظه به صورت قدرتى فوق العاده در تمام پدیده‏هاى هستى وجود دارد. حتّى در جمادات، استعدادى وجود دارد که خواص خود را حفظ مى‏کنند و در جهتى خاص که اساس نخستین آن‏ها بر آن استوار است، حرکت مى‏کنند. این مسأله که در گیاهان نیز وجود دارد، در حیوانات به گونه‏اى غریزى و قابل مشاهده آشکار مى‏شود.(1) قوى‏ترین نوع حافظه در انسان نهفته است؛ ولى در همه افراد یکسان نیست. تحقیقات علمى نشان مى‏دهد:
1. حدود 99 درصد مردم از نیروى شنوایى و بینایى و لامسه و شامه و چشایى متعادل برخوردارند و حافظه‏هاى متوسط تا عالى دارند؛ امّا شیوه‏هاى بهره‏گیرى و انواع آن را نمى‏دانند.(2)
2. انسان در زمینه اندیشه و رشد قدرت‏هایى دارد. به گفته صاحب‏نظران بهترین و متخصص‏ترین افراد در زمان حیات خویش تنها از 4 تا 6 درصد این توان بالقوه استفاده مى‏کنند و 94 - 96 درصد آن را با خود به سراى دیگر مى‏برند.
3. بایگانى، مانور، سرعت تطبیق بازیافت و تشخیص مغز چنان بالا و پیچیده است که ادّعا مى‏شود اگر بخواهیم مدل مغز را بر صفحه‏اى از کره زمین شبیه سازى کنیم و سلول‏هاى عصبى و مغزى را به اندازه یک رشته نازک سیم الکتریسته قرار دهیم، به فضایى مکعب شکل در ابعاد 35 * 35 کیلومتر نیازمندیم؛ چون هر انسان به تنهایى حدود 10 میلیون سلول مغزى دارد.(3)
حافظه هرگز نابود نمى‏شود. حتّى کهنسالان و افرادى که از کندى حافظه رنج مى‏برند، مى‏توانند با پشتکار و شناخت نوع حافظه خویش به باز یافت آن پردازند. نکته عمده در این خصوص آن است که عموماً وقتى سن بالا مى‏رود، یادگیرى انسان بینشى‏تر مى‏شود؛ بر خلاف سنین آغازین زندگى که یادگیرى مکانیستیکى و دقیق است. بدین سبب در سنین بالا تا مطلب درک نشود و منظم در اختیار حافظه قرار نگیرد، حافظه نمى‏تواند آن را حفظ کند و در مواقع لزوم تحویل دهد.
جالب‏تر این‏که فیزیولوژیست‏ها ادّعا مى‏کنند حافظه آشفته و بى‏نظم فشارهاى روانى را فزون‏تر مى‏سازد و حافظه منظم و داراى دیسیپلین از فشارهاى روحى و فکرى مى‏کاهد. افزون بر این، بسیارى از زیان‏هاى مالى و فکرى و اجتماعى با حافظه مرتبط است.
زندگى دانشمندان بزرگ نشان مى‏دهد، بسیارى از آنان از روش‏هاى یادگیرى، یاد سپارى و بهره‏گیرى بهینه از حافظه بهره مى‏بردند و آن را به طریق شایسته و بایسته به کار مى‏گرفتند. شمارى از این بزرگان در آغاز راه افرادى ضعیف بودند؛ ولى با تلاش و همت و به کارگیرى درست این نیروى بیکران، مرزها را شکستند و از رکود و جمود رهایى یافتند.

جابربن حیان شاگرد فرهیخته حضرت امام صادق که در علم کیمیا (شیمى) سر آمد 6000 دانشجوى مکتب جعفرى بود، از حضرتش پرسید: چرا انسان در پیرى کم حافظه مى‏شود؟
امام صادق فرمود: این مسأله همگانى نیست. آنچه فراموشى مى‏آورد، به کار نینداختن نیروى یاد سپارى است؛ زیرا نیروى یادگیرى چون دیگر نیروهاى بدن انسان است؛ باید به کار گرفته شود تا توانمند گردد. جوان نیز اگر حافظه خود را نشناسد و به خوبى از آن بهره نگیرد، به ضعف حافظه دچار مى‏گردد.(4)
ژرژدو هامال مى‏گوید: حافظه را تحقیر نکنید. آن را تربیت کنید و به اطاعت وادارید.(5)
تربیت حافظه و امدار شناخت انواع حافظه است.


تقسیم بندى کلى حافظه‏
در نگاه نخست، حافظه 3 نوع است: کوتاه مدّت (آنى)، میان مدّت و بلند مدّت.
مطالبى که به حافظه کوتاه مدّت سپرده مى‏شود، معمولاً تا 24 ساعت مانایى دارند و سپس محو مى‏شوند. مکانیزم مغزى ما به گونه‏اى است که بسیارى از محفوظات حافظه کوتاه مدّت را تا زمان یاد شده نگه مى‏دارد و سپس حذف مى‏کند. آنچه باقى مى‏ماند، به حافظه میان مدّت مى‏رود و اگر از درجه اهمیّت بالاترى برخوردار باشد، مانند مشاهده یک تصادف، به حافظه بلند سپرده مى‏شود.گاه زمان نگهدارى مطالب آموخته شده از ماه و سال فراتر مى‏رود و تمام حیات انسان را در بر مى‏گیرد و گاه - چنان که براى مثال در حفظ شماره تلفن آشنایان تجربه کرده‏ایم - بیش از پانزده دقیقه به درازا نمى‏کشد؛ چرا؟
زیرا شماره مذکور را از حافظه کوتاه مدّت به حافظه بلند مدّت منتقل نکرده‏ایم.
اختلاف حافظه آدم‏ها به حافظه بلند مدّت بستگى دارد. ظرفیت این حافظه نامحدود است و هیچ انسانى نمى‏تواند ادّعا کند دیگر براى یادگیرى مطالب جدید جا ندارد. حتّى اگر عمر آدمى از مقدار موجود بیش‏تر باشد، باز حافظه کنونى‏اش کافى مى‏نماید.
همه ما از حافظه مناسب برخورداریم. مهم‏ترین مشکل، برنامه ریزى حافظه، اعتماد به حافظه و تربیت آن است.


تقسیم بندى فردى حافظه‏
به طور کلى افراد در یادگیرى، مطالعه و نگهداشت مطالب به 4 دسته که در حقیقت نماینده 4 نوع حافظه‏اند، تقسیم مى‏شوند:
1. حافظه شنیدارى (سمعى)
2. حافظه دیدارى (بصرى)
3. حافظه نوشتارى (یدى)
4. حافظه حسابگرانه (آمارى)
باید یاد آور شد بسیارى از مردم هنوز این 4 حافظه را نمى‏شناسند و حتّى نمى‏دانند کدام‏یک از آن‏ها در وجودشان قوى‏تر است. البتّه‏گاه ترکیبى از 2 یا 3 نوع حافظه در موضوعات مختلف علمى در فرد موجود است که باید آن‏ها را شناخت و در جهت تقویت‏شان گام برداشت.
در این مقاله از حافظه شنیدارى یاد مى‏کنیم و سه حافظه دیگر را در شماره بعد توضیح خواهیم داد.


حافظه شنیدارى (سمعى)
افرادى که از راه شنیدن و تمرکز شنیدارى به مرحله یادگیرى پایدار مى‏رسند، داراى حافظه شنیدارى‏اند.
این افراد دقیق‏تر از بقیه به صداى‏هاى جهان پیرامون گوش مى‏دهند و تشخیص صداها نیز برایشان آسان‏تر است؛ بدین سبب وقتى کسى که یک یا دو بار با آن‏ها سخن گفته، با آنان ارتباط تلفنى برقرار مى‏کند، بى‏درنگ صدایش را تشخیص مى‏دهند.
اینان همیشه صداها، آهنگ‏ها، اصوات و گفت‏وگوها را با هم مى‏سنجند و یادآور مى‏شوند فلان صدا شبیه فلان چیز است؛ صداى این دو نفر شباهت دارد. این آهنگ را قبلاً شنیده‏ام و چقدر دقیق کپى بردارى شده است.
این افراد در کودکى نیز قابل تشخیص‏اند. آن‏ها در کودکى با صداى بلند سخن مى‏گویند و میزان دقّت و استماع مخاطب برایشان مهم است. حتّى اگر مخاطب به دیدگانشان خیره شود، چنان چه احساس کنند به آن‏ها توجّه ندارد، معترض مى‏شوند؛ سکوت پیشه مى‏سازند یا لب به شکوه مى‏گشایند.و استدلال مخاطب را - به شما مى‏نگریستم و به دقّت گوش مى‏کردم - باور نمى‏کنند.
این دسته از افراد هنگام تدریس معلّم چشم‏ها را مى‏بندند و به جایى خیره مى‏شوند یا سر را پایین مى‏اندازند و به دقّت گوش مى‏دهند. افزون بر این،گاه زیر لب سخنان استاد را تکرار مى‏کنند. گاه معلمان محترم این افراد را به خطا از حالات یاد شده باز مى‏دارند و کردارشان را نشانه بى‏توجهى مى‏پندارند؛ در حالى که این حالات براى این گونه حافظه‏ها جز تمرکز معنایى ندارد.
آهنگ، طنین، سرعت، صلابت و کیفیت صدا براى این افراد بسیار مهم است.
نابینایان بیش از دیگران از این حافظه بهره مى‏برند و در حفیقت فقدان بینایى را با آن جبران مى‏کنند.


نشانگان رفتارى حافظه شنیدارى‏
افرادى که در یادگیرى بیش‏تر از حافظه شنیدارى استفاده مى‏کنند، از نشانه‏هاى رفتارى زیر بهره مى‏برند:
1. بیش‏تر به واژه‏هاى سمعى تکیه دارند.
2. اغلب هنگام فکر کردن به اطراف خود مى‏نگرند.
3. پر طنین صحبت مى‏کنند و گاه بیانشان بر حرکاتشان غلبه دارد.
4. معمولاً دست خود را تا نیمه کمر بالا مى‏آورند و با آن ژست مى‏گیرند.(6)
5. عموماً بیش از دیگران، مى‏پرسند.
6. وقتى مخاطب قرار مى‏گیرند، به نقطه‏اى خیره مى‏شوند و حرکات سر و چهره‏شان علائم پرسش، پذیرش و تایید و تعجب را تداعى مى‏کند.


تکیه‏هاى کلامى‏
این افراد در جملات خویش معمولاً به واژه‏ها و عبارات سمعى بیش‏تر توجّه دارند و از آن‏ها استفاده مى‏کنند؛ براى مثال آن طور که شنیدم، به ذهنم مى‏رسد، درک کردم، فهمیدم، اعلام کردم، شرح دادم، مذاکره کردم، صدا کردم، اعتراض کردم، غرغر کردم، سکوت کردم، کم صحبت کردم و سلیس بود.


ده مرحله براى گوش دادن موثر (حافظه شنیدارى)
نیکولاس، از صاحب نظران یادگیرى و آموزش، براى استماع موثر و بهره صحیح از حافظه شنیدارى 10 مرحله بر مى‏شمارد:
1. در حالى که گوش مى‏دهید، بر یافتن زمینه‏هایى که مورد علاقه شما است و آن‏ها را مفید مى‏یابید، تمرکز کنید.
2.به جاى پرداختن به روش ارائه، با دید پرسشى به محتواى مطلب ارائه شده بنگرید و بیش‏تر درباره‏شان قضاوت کنید.
3. از قضاوت زود رس درباره مطالب بپرهیزید و آن را به تعویق افکنید؛ چنین حالتى باعث مى‏شود تحلیل‏گر باقى بمانید.
4. بر نظرهاى اصلى ارائه شده به وسیله سخنران یا مدرس تمرکز داشته باشید.
5. در گوش دادن انعطاف‏پذیر باشید.
6. در جهت گوش کردن موثر بکوشید و از رمزگذارى ذهنى استفاده کنید.
7. مقاومت در برابر عوامل اخلالگر فیزیکى، روانى و انسانى را از یاد نبرید. هر کدام از این عوامل مى‏توانند حواس شما را مشغول کنند و از صحنه فعال ذهنى شما صحنه‏اى منفعل پدید آورند.
8. در برابر واژه‏ها و اطلاعات جدید به جست‏وجوى معنا بپردازید و ذهن خود را بکاوید. یا آن‏ها را در جایى یادداشت کنید و استمرار استماع موثر را از دست ندهید؛ براى مثال اگر وسط بحث کلماتى مانند پارادایم، لیبرالیسم و هرمنوتیک را ناآشنا یافتید، بهترین راه یادداشت آن‏ها و ادامه دادن به شنیدن فعال است.
9. با آگاهى از جانبدارى‏ها و محدودیت تجارب خویش، فکر خود را بر نظرهاى جدید گشوده نگهدارید و هرگز مطالب را با تعصب کور، یک سویه و جانبدارانه تفسیر نکنید؛ یعنى همیشه منتظر باشید، بعد چه مى‏شود.
10. قبل از استماع سخنرانى یا درس استاد، مدّت آن را دریابید و از نظر روانى، خود را براى شنیدن مطالب در آن مدّت آماده سازید.


شیوه‏هاى استفاده بهتر از حافظه شنیدارى‏
1. از آن‏جا که معمولاً بلند خواندن و گوش دادن به مطالب به یادگیرى مى‏انجامد، بهتر است به جاى بلند خوانى زمزمه خوانى تجربه و جایگزین شود تا با مصرف انرژى کم‏تر اطلاعات بیش‏تر به دست آید. بلند خوانى، افزون بر مزاحمت، به صرف انرژى بسیار و خستگى زود هنگام مى‏انجامد.
2. محیط خلوت، دورى از سر و صداهاى مزاحم و نور کافى و دورى از عوامل باز دارنده بسیار مهم است.
3. بهتر است براى استماع بهتر و جامع‏تر در حد امکان نزدیک استاد نشست.
4. چون اطلاعات به صورت فله‏اى (بسته بندى) وارد مغز مى‏شود، براى آن که منظم (دسته بندى شده) جا یابى و طبقه بندى شوند و یادگیرى پایدارتر گردد، با آنچه شنیده یا خوانده مى‏شود، به صورت پرسشى برخورد گردد.
5. ضبط درس و استماع مجدد آن بسیار مفید است. باز گو کردن همه درس یا مطالب مهم آن به وسیله خود فرد، ضبط آن و سپس گوش سپردن به آن در فواصل زمانى مختلف، به ویژه در دروس نظرى و بالاخص در زبان‏هاى انگلیسى، عربى و قواعد، بسیار سودمند است.


نکات دیگر
1. براى گفت‏وگو با این مخاطبان نباید در تاریکى قرار گرفت.
2. براى این افراد، لب‏هاى گوینده، فیزیک جسمى و تن صداى وى بسیار مهم است.
3. سخنرانانِ داراى قوت کلام، براى این افراد، مطلوبیت بسیار دارند.


شیوه زمان شکن و کاربردى‏
براى این افراد شیوه‏اى بسیار قوى وجود دارد که از دیر باز در حوزه‏هاى علمیه رواج داشته است. این روش که امروزه اصطلاحاً حریف تمرینى یا مباحثه نظرى خوانده مى‏شود، روش بحث و تکرار است. در این باره، عبارت زیر نزد حوزویان شهرت دارد: الدرسُ حرفٌ و التکرار اَلفٌ؛
درس سخنى است و تکرار هزار مرتبه آن را غنى مى‏سازد.
نکته مهم در این روش، استفاده از حریف یا مباحث مناسب است. این فرد نباید، از نظر توان علمى، با شما فاصله بسیار داشته باشد و بهتر است هم سطح یا کمى بهتر شمرده شود؛ چون حریفان و هم بحث‏هاى قوى و مستعد، افراد ناتوان‏تر را ابزار تکرار درس خویش مى‏سازند. هم بحث بسیار ضعیف، انگیزه‏ها را نابود مى‏کند؛ گرچه افراد ناتوان باید براى رشد و ارتقاى خویش هم بحث متوسط برگزینند.



1. آیین حفظ و تقویت حافظ، محمد حسین حق جو، مرکز فرهنگى انصار المهدى (1377).
2. همان.
3. سیاستگزارى در آموزش و پرورش مقطع دکترى، محمدعلى طوسى.
4. مغز متفکر شیعه، ص 584.
5. آیین حفظ و تقویت حافظ، ص 32 - 33.
6. همان، 83 - 81.

/ 0 نظر / 5 بازدید