تکثیر زمان‏

مدیریت زمان و تکثیر آن‏
حضرت امام على(ع)، با توجّه به موقعیت زمان در برنامه ریزى، از تقسیم وقت به محدوده‏هاى مشخص سخن به میان مى‏آورد و مى‏فرماید: «مؤمن باید شبانه روز خود را به سه قسمت تقسیم نماید: زمانى براى نیایش و عبادت پروردگار، زمانى براى اشتغال و فعالیت و تأمین زندگى و زمانى براى استراحت و وا داشتن نفس به لذّات حلال و زیبایى‏هاى مطلوب و معقول و مشروع».(1)
امروزه زمان و زمان‏شناسى را الفباى برنامه ریزى مى‏دانند. اساس مدیریت زمان بر اثربخشى اوقات استوار است. آیا ازخود پرسیده‏اید:
چرا بعضى کارها در بعضى زمان‏ها بهتر صورت مى‏پذیرد؟
چرا بعضى فعالیت‏ها در زمان‏هاى خاص بهینه‏تر نتیجه مى‏دهد؟
چرا بعضى زمان‏ها براى تلاش‏ها لذتبخش‏تر است؟
پاسخ از نظر برنامه ریزان بسیار روشن است: انسان در ساعاتى از روز از نظم بیولوژى و آناتومى جسمى، فعال‏تر و تواناتر برخوردار است. اگر در این ساعات برنامه ریزى بهینه داشته باشد، اصطلاحاً مى‏گویند «تسلط بر زمان» دارد. حتّى اعتقاد بر این است که بعضى کلمات، نصیحت‏ها، ارشادها، پیام‏ها، مطالعات، نوشتارها، تراوشات ذهنى، هدایت‏ها و دقّت‏ها در زمان‏هایى خاص مؤثرتر و قوى‏تر و ماندگارتر است. بدین سبب، برخى از پژوهشگران معتقدند: تسلط بر زمان و مدیریت زمان در برنامه ریزى تنها رمز موفقیت به شمار مى‏آید.(2)
زمان در گذر است و فرصت‏ها، به استناد سخن امیرالمؤمنین على(ع)، چون ابر مى‏گذرند: الفرصة تمرکمر السحاب، فانتهزوا فرص الخیر(3)؛ و فرصت‏ها چون ابر مى‏گذرند. پس فرصت‏هاى نیک را غنیمت شمارید.
ژان ژاک روسو، در کتاب قرارداد اجتماعى، مى‏نویسد: «انسان آزاد آفریده شده، ولى همه جا در زنجیر به سر مى‏برد.» این زنجیرها تا حدود زیادى توسط خود او بافته شده است. انسان به دلیل واپسگرایى، تنبلى، ترس، بى‏برنامگى، باقى ماندن در وضع موجود و عدم جست‏وجوى وضعیت مطلوب این زنجیر را بر گردن خویش مى‏افکند؛ تحمّل مى‏کند و عمر پربهاى خویش را نابود مى‏سازد.
بعضى از ما در کُشتن زمان مهارت فوق العاده داریم و شاید هرگز برایمان قابل تصور نیست که مى‏توان از زمان موجود حتّى تا 2 برابر ظرفیت واقعى‏اش استفاده کرد؛ یعنى مى‏توان از 24 ساعت 48 ساعت آفرید. براى دستیابى بدین مهم برداشتن قدم‏هاى زیر ضرورت دارد:


گام اول: تصویر واقعى از 24 ساعت‏
بارها و بارها اتّفاق افتاده است که در یک لحظه متوجه شده‏ایم 7 روز هفته به پایان رسیده است؛ یعنى روز جمعه حسرت شنبه تا پنجشنبه را خورده‏ایم و با یک حساب سرانگشتى دریافته‏ایم زمان زیادى از 168 ساعت یک هفته هرز رفته یا ضایع شده است. چرا؟ چون:
الف) تا کنون نگاه ما به زمان روز، هفته و ماه بوده است.
ب) در تقسیم اوقات همیشه فرداها را روز فعالیت تعریف کرده‏ایم.
ج) ساعات روزانه و هفتگى را قاب زمان ندیده‏ایم.
وجود این سه مسأله، ما را به ضایعه اتلاف زمان دچار ساخته است. بنابراین، نخستین گام جهت تکثیر زمان عبارت است از: تصویر واقعى و مرز بندى شده از 24 ساعت هر روز. این نگاه خود به خود 24 ساعت موجود را به اعتبارى تا مرز 35 ساعت معنا دار مى‏سازد. کافى است یک فرد، به ویژه جوان که شور و اشتیاق و شعور و رشد و بالندگى را با هم دارد، به 24 ساعت با دیده 24 فرصت قابل استفاده بنگرد و 8 ساعت مفید از آن خارج کند. بعد از یک هفته در مى‏یابد فعالیت‏هایى را سامان داده است که قبلاً در یک ماه نیز از عهده انجام آن بر نمى‏آمد.
پس نخستین گام تصحیح نگاه است: «جور دیگر باید دید.» به قول آندره ژید: سعى کن عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه که مى‏نگرى.(4)
اگر زمان را با عظمت و ساعات را با دقّت تفسیر کنیم، فعالیت‏ها روان‏تر و انجام‏پذیرتر به نظر مى‏رسند. بسیارى از عظمت ظاهرى کارها و فعالیت‏ها در ترس و ابهام و عدم تقسیم بندى (فاز بندى) آن‏ها در طول زمان ریشه دارد. کارهاى عظیم انکار ناپذیرند، امّا انجام‏ناپذیر نیستند؛ و حتّى شاید به علت اهمیّت و عظمت‏شان سریع‏تر انجام شوند. البتّه‏گاه انسان زیر یوغ عظمت‏شان بیش‏تر برخورد هراس‏آمیز با آن‏ها دارد و انجام آن‏ها را به زمانى دیگر وا مى‏گذارد؛ مثال جالب در این باره کارهاى تحقیقى دانشجویى است. وقتى در طول ترم 2 یا 3 کار تحقیقى را با استادان مى‏پذیریم، ترسى مبهم و دلهره‏اى مستمر بر ما چیزه مى‏شود و اکثراً در ایّام معمولى ترم به آن‏ها نمى‏پردازیم. هر چه زمان مى‏گذرد، ترس ما پر رنگ‏تر و ابهام ما بیش‏تر مى‏شود و چه بسا حسرت انجام آن‏ها در طول ترم را احساس مى‏کنیم.گاه دو حالت روى مى‏دهد یا به اجبار کمبود زمان دست به قلم شده، کارى ابتر و ناتمام و غیر منظم ارائه مى‏دهیم؛ و یا در ایّام باقى مانده با زمان بندى مناسب دست به کار مى‏شویم و با سرعت عجیب و قدرتى فراتر از تصور کارى کم نقص آماده مى‏سازیم و با ملامت وجدان روبه رو مى‏شویم که چرا قبلاً از این انرژى‏ها و نیروها استفاده نکردیم و چرا در طول زمان توان خود و اهمیّت زمان را در نیافتیم.


گام دوم: شناخت‏
گام دوم شناخت خویش است. گاه انسان ساعاتى از روز را توانمندتر و علاقه‏مندتر ظاهر مى‏شود. این ساعات ساعت‏هاى کیفى خوانده مى‏شوند و در افراد مختلف تفاوت دارند. بعضى در آغاز روز داراى این حالاتند؛ برخى در وسط روز و جمعى در پایان روز و حتّى آخر شب یا طلیعه صبح. متأسفانه ما این ساعات را خوب نشناخته یا به عبث گذرانده‏ایم.
ساعات توانمندى انسان نشاط آور است و توان انسان در زاویه هدف‏ها قرار مى‏گیرد. کافى است تیر تصمیم و نیزه فعالیت هدف‏گیرى شود تا به هدف برخورد؛ امّا آنچه این اوقات را ضایع مى‏کند، رقیب است. رقباى اصلى ساعات آمادگى و توانمندى انسان عبارتند از:
الف) اشتغال به کارهاى ظاهراً سرگرم کننده‏
ب) پناه بردن بى‏هدف به تلویزیون و رسانه‏هاى تصویرى‏
ج) مطالعه پراکنده و بى‏هدف و برنامه ریزى نشده‏
چنان که مى‏نویسند: بى‏برنامگى از داشتن برنامه غلط و پراکنده و بى‏هدف بهتر است.
د) پناه بردن به تلفن و تماس‏هاى غیر لازم
وقتى انسان به فکر این مى‏افتد که چه کند، نباید سراغ کارهاى دم دست یا مشغولیات غیر مهم رود؛ چون این ساعتِ، بهینه است که کوبه در ذهن را مى‏کوبد و ما را به فعالیت فرا مى‏خواند. در این موقعیت، باید به مهم‏ترین، اساسى‏ترین و ارزشمندترین کارها که ضرورت زمانى و مکانى دارند، روى آورد. این دقّت ما را به شگفت‏انگیزترین کارکرد ذهن که توانمندى و اهمیّت طراحى برنامه و نوعى مهندسى زمان است، مى‏رساند. کافى است شما در این لحظات قدرشناس زمان و طراح برنامه علمى و شغلى‏تان باشید. بعد از ساعاتى کار در مى‏یابید:
الف «سرعت»تان فوق العاده بالا مى‏رود.
ب) «دقّت» تان بسیار فزونى مى‏یابد.
ج) «اطلاعات»تان به سرعت و منظم به ذهن متبادر مى‏گردد.
د) «محصول»تان دقیق، تمیز، منظم و مرتب و عمیق، زیبا و در زمان کم‏تر به دست مى‏آید.
این تجربه نوعى شگفتى ذهنى به ارمغان مى‏آورد و یاد شعر معروف حضرت امام على(ع) را در خاطرمان زنده مى‏سازد:
اتزعم انّک جرم صغیر
و فیک انطوى العالم الاکبر(5)
آیا خود را جرمى کوچک مى‏پندارى، در حالى که دنیایى شگفت در تو پیچیده است؟!
نکته: اگر به وضع موجود (بى نظمى، ترس مبهم، بى‏برنامگى، عدم زمان بندى) عادت نکنیم و به سمت فعالیت‏ها برویم تا دچار اسارت‏هاى زمان و محدودیت نشویم، در جاده بارش مغزى(6) و تکثیر زمان گام نهاده‏ایم.


گام سوم: درک اهمیّت و فوریت‏
گام سوم در تکثیر زمان اولویت بندى کارها طبق ضرورت‏ها و اهمیّت‏ها است؛ زیرا کارهاى مهم در زمان‏هاى توانمندى ذهنى و جسمى با سرعت و دقّت بیش‏تر انجام مى‏گیرند. نباید فراموش کنیم که:
الف) ساعات اولیه بعد از ظهر بهترین وقت براى انجام کارهاى کوچکى است که بیش از چند دقیقه وقت نمى‏گیرد.
ب) عموماً ساعات آغازین روز بهترین زمان براى انجام کارهاى دقیق، ظریف و حساس است.
ج) اگر کسى کاملاً از نوع و میزان اهمیّت کار خود آگاهى داشته باشد، امکان این‏که در طول روز آن را با هوش و ذکاوت بیش‏تر، منطقى‏تر و در زمان کوتاه‏تر انجام دهد، بیش‏تر است.
د) آینده نگرى عامل حذف آینده نگرانى است؛ بدین سبب گفته مى‏شود براى برنامه ریزى مؤثر و بهینه ابتدا اهداف و فعالیت‏هاى یک روز خود را مشخص سازید و سپس آن‏ها را در چهار چوب زمانى تعیین کنید. این کار زمان را معنا دارتر و لحظات را بهینه‏تر مى‏سازد. ناگفته پیداست، مى‏توان همگام با این کار فعالیت‏هاى هفته و ماه را نیز پیش بینى و تنظیم کرد.
به کارگیرى این نکات به افزایش طول زمان و ساعات مى‏انجام و اصطلاحاً زمان را پر برکت‏تر مى‏سازد.


واژه‏هاى کلیدى در تکثیر زمان‏
کسى که در زندگى تحصیلى، شغلى و فعالیت‏هاى اجتماعى، دینى، مذهبى و فرهنگى خویش دو واژه کلیدى اهمیّت(7) و فوریت(8) را تسرّى بخشد، به گام سوم رسیده است. هر کدام از فعالیت‏هاى ما، با توجّه به هر یک از این واژه‏ها، جایگاهى خاص دارد. جدول زیر نمایانگر جایگاه‏هاى گونه‏گون فعالیت‏هاى انسان در گستره اهمیّت و فوریت است:


الف) درجه اهمیّت‏
1. بسیار مهم: باید انجام شود.
2. مهم: بهتر است انجام شود.
3. نسبتاً مهم: مى‏تواند مفید باشد؛ ولى ضرورت ندارد.
4. بى‏اهمیّت: سودمند نیست.


ب) درجه فوریت‏
1. بسیار فورى: اکنون باید انجام شود.
2. فورى: بهتر است اکنون انجام شود.
3. غیر فورى: مى‏تواند قدرى دیرتر انجام گیرد.
4. زمان در آن نقش ندارد.
امروز ثابت شده است که بیش‏تر اتلاف‏ها و کشیده شدن فعالیت‏ها به ورطه زمان‏هاى طولانى در عدم توجّه به درجات اهمیّت و فوریت ریشه دارد. بدین سبب، گفته مى‏شود: بسیارى از کارهاى جدى به شوخى گرفته مى‏شود و و بسیارى از کارهاى جزئى، به عنوان کارهاى مهم، زمان را به اتلاف مى‏کشاند.


گام چهارم: تمرکز
گام چهارم در تکثیر زمان تمرکز است. بسیارى از لجام گسیختگى‏ها در بحث زمان رهاوردِ نداشتن تمرکز هنگام انجام کار است و اصطلاحاً تلاش‏ها زخمى است. نداشتن تمرکز سبب مى‏شود کارى را که باید در نیم ساعت انجام شود، 2 - 3 ساعت و چه بسا روزها به درازا کشد. این پدیده اصطلاحاً سرمایه گذارى زخمى زمان خوانده مى‏شود.


راه‏هاى ایجاد تمرکز(9)
4 تمرین براى ایجاد تمرکز، بالا بردن دقّت هنگام انجام فعالیت علمى و مطالعه و یادگیرى مطرح مى‏گردد که نگارنده بهره‏هاى فراوان از آن‏ها برده است.


تمرین اول: روش تصویر ذهنى‏
این تمرین بهتر است شب هنگام قبل از خواب تحقق یابد و با آن که بیش از 5 دقیقه وقت نمى‏گیرد، در تمرکز تأثیر فراوان دارد. چشم‏ها را ببندید و یک کوه یخى، آدم برفى یا یک ساختمان ده طبقه برفى را در ذهن مجسم کنید. سپس به شیوه شمارش معکوس از شماره 10 - 1 آن را خراب یا آب کنید؛ یعنى بعد از ایجاد تصویر آدم برفى در ذهن با شماره 10 بخشى از سر آن را آب کنید. با شماره 9 تا گردن، با شماره 8 تا شانه‏ها و این تقسیم بندى را طبق شماره‏هاى باقى مانده تا قسمت نهایى آدم برفى ادامه دهید. این کار با ساختمان 10 طبقه راحت‏تر انجام مى‏گردد و با کوه یخى کمى مشکل‏تر است. پس بهتر است این تمرین را در آغاز با ساختمان 10 طبقه و سپس آدم برفى و بعد از تمرین بسیار، با کوه یخى انجام دهید. هر شب این تمرین را 5 بار تکرار کنید. کم کم ذهن شما به تمرکز و طبقه بندى و رج زدن هنگام مطالعه عادت مى‏کند.


تمرین دوم: روش یادآورى خاطرات‏
این روش که عارفان براى محاکمه نفس خویش از آن بهره مى‏برند، ضمن بازنگرى یا بازخورد(10) از رفتارهاى روزانه، عامل ایجاد تمرکز نیز به شمار مى‏آید. قبل از خواب خاطرات روزانه را به صورت فیلم که اصطلاحاً فلاش بک(11) گفته مى‏شود، به خاطر آورید. این کار سبب پالایش ذهنى ما و مرتب شدن اطلاعات و معنا دار شدن زمان مى‏گردد. جالب این‏که بعد از چند روز تمرین در مى‏یابیم براى فعالیت ذهنى آمادگى بیش‏ترى داریم؛ چون اجازه داده‏ایم قبل از خواب عملیات پالایش ذهن که غالباً در حافظه کوتاه مدّت جمع شده است، تحقق یابد.


تمرین سوم: روش معکوس خوانى‏
از روش‏هاى تجربه شده در ایجاد تمرکز ذهنى و بالارفتن دقّت مطالعه، تحقیق و یادگیرى تمرین معکوس خوانى کلمات و عبارات و جملات است. این کار سبب روانى مطالعه مى‏گردد و سرعت برداشت را بالا مى‏برد. شما با معکوس خواندن جملات و عبارات در واقع به تمرین و مهارت ورزى حافظه کمک مى‏کنید. جالب این‏که در مى‏یابید چقدر کلمات داریم که از دو طرف به یک صورت خوانده مى‏شود؛ مثل رادار، نان، باب، نون، موم و داد. البتّه بعضى از شعراى خوش ذوق‏گاه شعرهایى چنین که از هر دو طرف قابل خواندن است، سروده‏اند:
شکر بترازوى وزارت برکش‏
شوهمره بلبل بلب هر مهوش‏
این روش، علاوه بر ایجاد تمرکز، سرعت مطالعه را بالا مى‏برد و در نهایت به تکثیر زمان مى‏انجامد.


تمرین چهارم: روش کلمه سازى‏
این روش از عوامل اصلى کاهش زمان یادگیرى و اصطلاحاً برکت بخش زمان مطالعه است. این شیوه که روش زمان شکن نیز خوانده مى‏شود، در یادگیرى خیلى از اصول، مراحل، مفاهیم، دوره‏ها، اشعار و قواعد سودمند است؛ براى مثال، براى یادآورى دوره‏هاى پادشاهى پیش از اسلام، کافى است به واژه مهسا که به معناى «ماهگون» است، دو حرف «سا» افزوده شود. «مهساسا» حروف اول تمام دوره‏هاى پادشاهى ایران پیش از اسلام تا اسلام را به ترتیب در خود گنجانده است: مادها، هخامنشیان، سلوکیان، اشکانیان ساسانیان، اسلام.
نکته مهم این است که این دوره‏هاى حکمروایى غالباً در ذهن بیش‏تر ما به صورت پراکنده از دوران ابتدایى به یادگار مانده است؛ ولى چون واژه یا نظم ذهنى یا کُد خاص ندارد، هرگز قاعده‏مند نگردیده، هنگام یادگیرى آن‏ها به حافظه بسیار فشار مى‏آوریم و زمان فراوان صرف مى‏کنیم؛ در حالى که:
الف) هم حافظه قابل تربیت است.
ب) هم زمان قابل صرفه جویى است.
ج) هم فرصت‏ها براى فعالیت‏هاى دیگر قابل تکثیرند.
این مثال نشان مى‏دهد که باید براى بسیارى از مطالب کلمه و کُد ذهنى ساخت. این روش در دیرباز از حوزه‏هاى علمیه معمول بوده است؛ براى مثال حروف شمسى و قمرى را با جمله (شنل زردست) که 14 حروف شمسى را مى‏نمایاند، (ز نماینده ذ، ض، ظ و س نماینده ث و ص و ت نماینده ط) به خاطر سپرده مى‏شود. بنابراین، به خاطر سپردن یک جمله ما را از رنج یادگیرى بسیارى قواعد نجات مى‏بخشد و با کاهش زمان یادگیرى فرصت‏هاى بهینه را فزونى مى‏بخشد.
پس امورى چون نظم، کلمه سازى، شعر سازى و کُد گذارى در تکثیر زمان و صرفه جویى در اوقات مفید مؤثرند.
در مقاطع مختلف تحصیلى، براى یادگیرى اصول و موارد و نام‏هاى مختلف وقت‏هاى فراوان تلف مى‏شود. کلمه سازى که تمرین چهارم از گام چهارم این مقاله است، این مشکل را حلّ مى‏کند و به تکثیر وقت و نوعى مدیریت کار آمد زمان مى‏انجامد.


1. نهج‏البلاغه، ترجمه محمد دشتى، ص 724 و 725.
2. مدیریت زمان، على رضائیان، مجله سخن سمت، شماره 7، ص 46.
3. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتى، ص 626 و 627.
4. کیهان فرهنگى، دوره دهه 70.
5. دیوان امام على(ع)، مصطفى زمانى.
.Brain Storming .6
.Important .7
.Urgency .8
.Centeralization .9
.Feed back .10
.Back Flash .11

/ 0 نظر / 3 بازدید