شادمانى به کسى هدیه نمى‏شود

1.انتقاد پذیرا باشید
اگر شما فکر مى‏کنید به نظریات و کارهایتان هیچ انتقادى وارد نیست مطمئن باشید که به بیمارى خودپسندى دچار شده‏اید. این بیمارى در زمانى کوتاه فرد را در میان انبوه آشنایان و دوستان به رنج تنهایى گرفتار مى‏سازد. به فرموده امام‏على(ع): دشوارترین تنهایى خودپسندى است.
این که همه ما باید بکوشیم پیوسته در انجام هر کار دقت لازم را به کار گیریم بدین معنا نیست که انتظار داشته باشیم همیشه کارهایمان بى‏عیب و مورد رضایت همگان باشد. چنین کسانى معمولاً از انتقاد و خرده‏گیرى خیلى بیشتر دلسرد و دلتنگ مى‏شوند.
کوچکى و بزرگى انتقادها بیشتر به نظر خود ما بستگى دارد. ماییم که گاه انتقاد کوچک را آن قدر بزرگ مى‏پنداریم که براى هلاکت‏مان کافى است. از افراد کهنسال و با تجربه بسیار شنیده‏ایم که در جوانى کمترین انتقاد روزها ایشان را ناراحت مى‏کرده است و حال دانسته‏اند که وقتى شخصى به آنها ناسزا مى‏گوید، براى شناخت او رو به سویش بر نگردانند و به وى پاسخى ندهند.
یک مقام نظامى آمریکایى مى‏گوید: سال‏ها پیش یک خبرنگار در روزنامه پرانتشار بر ضد من مقاله‏اى نوشت که من از آن بسیار آزرده شدم و شکایت کردم. امروز از طرز رفتار و افکار خود در آن موقع شرمنده‏ام و مى‏فهمم که نیمى از کسانى که آن روزنامه را خریده‏اند هرگز آن مقاله را نخواندند و نیمى از اشخاص که مقاله را خواندند آن را فقط نوعى شوخى ساده پنداشتند و نیمى از آنها که با شوق زیاد مقاله را خواندند پس از چند روز آن را به طور کلى فراموش کردند. اکنون مى‏فهمم که مردم درباره من و شما یا آنچه درباره ما گفته مى‏شود فکر نمى‏کنند. آنها در همه احوال گرفتار کارهاى خود هستند و هزار مرتبه به سردرد جزئى خود بیشتر از خبر مرگ من و شما توجه نشان مى‏دهند.
دیگرى مى‏گوید: در اوایل راه‏اندازى شرکت خود خیلى حساس بودم و همیشه سعى مى‏کردم تمام کارمندان فکر کنند که کارهاى من هیچ نقصى ندارد. اگر این طور فکر نمى‏کردند به شدّت ناراحت مى‏شدم و سعى داشتم در ابتدا شخصى را که بر ضد من حرف زده بود راضى سازم، ولى همان کارى را که براى جلب رضایت او انجام مى‏دادم شخص دیگرى را سخت برآشفته مى‏کرد. بعد تا مى‏آمدم با نفر دوم به سازگارى برسم چند نفر دیگر ناسازگارى پیش مى‏گرفتند و همین طور هر چه بیشتر براى جلب رضایت یکایک افراد مى‏کوشیدم گویا بر شمار دشمنان خود مى‏افزودم. سرانجام فهمیدم که آنچه وظیفه من است انجام درست کارها است، نه بیشتر. نیز پاسخ دادن به تمام انتقادات وحشیانه مخالفان کارى بیهوده و شاید احمقانه باشد.
یکى از دلایل نپذیرفتن انتقاد و دلتنگ شدن از آن، خوش‏گمانى نسبت به کارهاى خود است؛ حال آن که بسیار اتفاق افتاده که پس از گذشت مدتى خود با انتقادگران هم عقیده شده و به اشتباه خویش پى برده‏ایم. پس چه بهتر که همیشه در برابر انتقادات دیگران موضع‏گیرى نکنیم و به زمان فرصت دهیم تا میان ما و انتقادکنندگان قضاوت کند.


2. اراده خود را تقویت کنید
رویدادهاى روزانه تا چه میزان سبب دگرگونى احوال شما مى‏شود؟ از اظهار نظر دیگران درباره خود تا چه اندازه دلتنگ مى‏شوید؟ چرا بعضى خیلى زود به دیگران دلبسته مى‏شوند؟ به چه علت عده‏اى زود هیجان‏زده و خشمگین مى‏شوند؟ یا مى‏ترسند و ناامید مى‏گردند؟
پاسخ این همه را باید از اراده‏ها پرسید. اگر مى‏خواهید به آرامش نسبى و اطمینان خاطر و اعتماد دست یابید و نیروهایتان بیهوده صرف امور بى‏ارزش نشود، اگر دوست دارید در هنگام تصمیم‏گیرى‏ها سنجیده‏تر عمل کنید و تعادل روانى خویش را حفظ نمایید، تا مورد توجه و علاقه آشنایان باشید، پیش از هر کار باید نیروى اراده خود را تقویت کنید.
اراده نیروى درونى است که مهار انگیزه‏ها و رفتارها را بر عهده دارد. تقویت آن تنها یک راه بیش ندارد: تمرین. تأکیدهاى پیشوایان معصوم مبنى بر «ترک پیروى از هواى نفس»، ریشه در همین امر دارد که پیروى از تمایلات به طرز شگفت‏آورى سبب سستى اراده مى‏شود. امام على(ع) در همین باره فرموده است: برترین مردم کسى است که از پیروى نفس سر بتابد.1 نیز فرموده است: آن که به تمایلات پیروز شود نجات یافته است.2
شیوه تمرین تقویت اراده بسیار ساده است. تنها لازم است بپذیرید که پس از مدتى تمرین به طور معجزه‏آسا از اراده پولادین برخوردار خواهید شد. بدین منظور مدتى از روش‏هاى زیر استفاده کنید.
1.) در هنگام خشم از تصمیم‏گیرى و سخن گفتن بپرهیزید و تا حدّ امکان آرام و بى‏تفاوت باشید. زمانى که به بدگویى و غیبت دیگران بسیار حریص شدید از این کار به شدّت بپرهیزید. از یاد نبرید که خشم و هیجان از بزرگ‏ترین عوامل مصرف کننده نیروى عصبى شماست.
2.) سعى کنید بیشتر اوقات سکوت خود را حفظ کنید. چون از خبرى آگاه شدید با شتاب‏زدگى آن را به رفقایتان اطلاع ندهید و کمى صبر کنید و بعد در صورت لزوم به آرامى به آنها اطلاع دهید.
3.) هیچ‏گاه نسنجیده لب به سخن نگشایید. زمانى که چیزى مى‏شنوید با عجله درباره آن اظهار عقیده نکنید. اگر کسى با یاوه‏گویى در صدد آزرده‏سازى شما برآمد معمولاً مؤثرترین ابزار براى تلف کردن نیروى عصبى او، سکوت و آرامش است.
4.) خستگى و کم‏خوابى به طور مرموز سبب تضعیف اراده است. فرد خسته زودتر رنجیده و شتاب‏زده مى‏شود و تصمیمات نابجا مى‏گیرد. کم خوابى نیز عامل خستگى است، که باید از آن پرهیز کرد.


3. قربانى تعارف نشوید
هیچ گاه گفتار آسمانى را از یاد نبرید که، فرد کمرو، روزى‏اش ناچیز است. «روزى» تنها مبلغ پولى که ما در اندوخته داریم، نیست. زمانى که شما با شهامت نتوانید از عوامل زیان‏آور پیرامون خود پیشگیرى کنید و در مقابل خواهش نارواى دوستان پاسخ منفى دهید، کم‏روزى خواهید بود. بسیارى از ما بخشى از سرمایه‏هاى مادى و معنوى خود را به سبب کمرویى و تعارفات پوچ، قربانى مى‏کنیم. گفتگوهاى بى‏نتیجه و هدر دهنده عمر، تماس‏هاى تلفنى بى‏فایده، همنشینى اجبارى با اشخاص، برآوردن توقعات بیجاى افراد به علت شرم حضور، همه عواملى است که ما را قربانى مى‏کند. کسى که براى عمر خود ارزشى قائل است به آسانى به دیگران فرصت تباه کردن آن را تقدیم نمى‏کند. زمانى که شما خود را پایبند اصول اخلاقى، وقت‏شناس و هدف‏مند نشان دهید اطرافیان همان گونه که مى‏خواهید با شما رفتار مى‏کنند و عزّت نفس و عقاید شما را بازیچه قرار نمى‏دهند.


4. با برنامه‏ریزى به شادکامى دست یابید
کسانى که براى هر موقعیت، برنامه‏اى مخصوص طرح‏ریزى مى‏کنند زودتر به شادکامى دست مى‏یابند. پیش از آن که در اجراى طرح و برنامه‏اى دچار ناکامى شوید، طرحى جایگزین آن در نظر گیرید، تا مبادا در اثر شکست، بى‏هماهنگى شما را دلسرد و ناتوان کند. در خاطر داشته باشید که ناکامى و شکست بسیار مرموزانه حس ارزشمندى شما را خدشه دار مى‏کند و به ناامیدى وا مى‏دارد. بدین منظور باید پیوسته براى همه برنامه‏هایتان، طرح و برنامه جایگزین داشته باشید، تا احساس شکست و رنجش به سویتان هجوم نیاورد و نیرویتان را بى‏سبب تضعیف نکند. از زندگى مورچگان درس بیاموزیم، که هرگاه از میان هزاران راه، همه را به ظاهر بسته ببینند، ناامید نمى‏شوند و در جستجوى راه تازه از کوشش باز نمى‏ایستند.


5. از احساس فرودستى فرار کنید
پیوسته کسانى پیرامون ما یافت مى‏شوند که از اظهار تواضع‏هاى بى‏موردشان پشیمان و رنجیده خاطرند. از یاد نبرید که تواضع به معناى اظهار فرودستى و ناتوانى نیست. تواضع میوه شناخت و شعور و بالندگى است، نه بازتاب ناتوانى. اظهار فروتنى در مقابل امتیازات دیگران، علامت قدرشناسى و اهمیت دادن به کوشش‏هاى آنان است، نه وسیله‏اى براى مسلط کردن دیگران بر خود. نیز تواضع نباید پیوسته یکجانبه مراعات شود. زیرا در آن صورت ابزار سلطه جویان خواهد شد.
براى آن که در دام اظهار تواضع‏هاى بى‏مورد فرو نیفتید به نکات زیر توجه فرمایید:
الف. در مقابل کسانى که ارزش و انگیزه تواضع شما را درک نمى‏کنند و آن را نشانى بر فرودستى و ضعف شخصیت شما مى‏پندارند، فروتنى نکنید.
ب. به کار بردن اغراق‏آمیز القاب و عناوین اشخاص، ناخواسته غرور و حسى برترى ایشان را بیدار مى‏سازد و اعتبار و منزلت آنان را نسبت به شما افزایش مى‏دهد.
ج. در هنگام اظهار تواضع سخت مراقب باشید حس ارزشمندى خود را پایمال ننمایید و به مخاطب خود وانمود نکنید که براى خود ارزشى قائل نیستید.
د. تواضع بیشتر امرى قلبى (باطنى) است تا ظاهرى (رفتارى).
بنابراین باید مراقب بود که هیچ‏گاه «اظهار تواضع» به «تظاهر به تواضع» نینجامد. کسى که از درون، خود را برتر از دیگران بپندارد و به ظاهر به تواضع تظاهر کند ریاکار است.


پى‏نوشت:

1. غررالحکم، عبدالوهاب آمدى، ش‏4870.
2. همان، ش‏48885.

/ 0 نظر / 6 بازدید