چگونه بر آینده مدیریت کنیم؟

مقدمه
اى برادر تو همه اندیشه‏اى‏
مابقى خود استخوان و ریشه‏اى‏
گر گل است اندیشه تو گلشنى‏
ور بود خارى تو هیمه گلخنى‏1
براساس نظریه موفقیت(انگیزش مبتنى بر موفقیت طلبى)، انسان‏ها هنگامى عملاً به سطوح بالایى از بازدهى و کارآیى نائل مى‏شوند که انگیزه کسب موفقیت و پیشرفت در آنان ایجاد شده باشد.
به عبارتى دیگر، هر چه نیاز افراد به کسب موفقیت بیشتر باشد، کمیت و کیفیت فعالیت‏هاى آنها نیز در سطح بالاترى قرار خواهد گرفت. در چنین حالتى، پیوستگى شدید و نزدیکى میان انسانهایى که مى‏توان آنان را موفقیت طلب نامید و کوشش‏هاى آنها، به وجود مى‏آید. به نحوى که انسان‏ها، انجام و اتمام امور را فقط به خاطر نفس آن دنبال مى‏کنند. از دیدگاه یک انسان مدیر موفقیت طلب، موفقیت، کارى حائز اهمیت است و عواملى چون پاداش‏هاى مالى، مقام و موقعیت و حتى قدرت، در درجه دوم اهمیت قرار مى‏گیرند. انسان‏ها به منظور کسب موفقیت، همواره در پى ایجاد تغییر و تحول در وضع موجود و همچنین ابداع شیوه‏هاى کاملاً تازه مى‏باشند.
به طور کلى، ابداع، ابتکار و نوآورى، جزئى از شخصیت انسان‏ها را تشکیل مى‏دهد.
پژوهش‏هاى گسترده‏اى که در سطح جهانى انجام شده، حاکى از آن است که انسان‏هاى موفقیت طلب، سه اقدام اساسى زیر را با آگاهى انجام مى‏دهند؛
الف) رأساً و به مسئولیت شخص خودشان، نسبت به رفع مشکلات اقدام مى‏نمایند.
ب) تلاش مى‏نمایند که هدف‏هاى سطح متوسط را در قبال خطرات شناخته شده و محاسبه شده، تعقیب و تحصیل نمایند.
ج) موقعیت‏هایى را ترجیح مى‏دهند که از طریق آنها، اطلاعات مربوط به نتایج حاصله، به صورت منظم در اختیارشان قرار گیرد.
بررسى انجام شده، نشان مى‏دهد که مى‏توان از طریق آموزش، خصوصیات و تمایلات موفقیت‏طلبى را در انسان‏ها ایجاد کرد و افزایش داد. برنامه‏هاى آموزشى که در این زمینه، انجام شده نیز مؤید این نکته است که انگیزه کسب موفقیت، تا حد زیادى داراى ماهیت اکتسابى بوده، به وسیله آموزش قابل انتقال است.
رفتارها و اقدامات موفقیت‏آمیزى که بر اساس تجارب، تحصیل گردیده است، به صورت توصیه‏هاى موثر، تدوین گردیده‏اند که به تمام افرادى که مى‏خواهند عملکرد کیفى خویش را افزایش دهند، تقدیم نموده، امیدواریم که آنان نیز این رفتارها و توصیه‏ها را به کار گرفته، تجربه خویش را توسعه داده، اعمال خود را هر چه بیشتر، منطقى و کارآمد بنمایند.

1. داشتن هدف(هدفگذارى )
هیچ عقل و درایتى هم‏چون عاقبت‏اندیشى نیست .2
راه گریز را، قبل از ستیز باید جست(ناپلئون)3
کشتى‏اى که نمى‏داند به کجا مى‏خواهدبرود، با هر بادى که بوزد، موافق است.
هدف، نتایج مطلوبى است که ما در انتظار آن هستیم.4 تقریباً شناخت و تعیین هدف، بسیار مشکل‏است. هر هدف، خود وسیله‏اى براى رسیدن به یک هدف بالاتر است.شما دانشجوى عزیز که در آغاز راه هستید، مى‏خواهید چه کار کنید؟ تنها به پاس کردن دروس مى‏پردازید یا مى‏دانید که مى‏خواهید بعد از اتمام دروس، به چه کارى بپردازید؟
زیاد کارکردن مهم نیست؛ درست کارکردن مهم است .به کارگیرى تکنیک وفن، بدون داشتن هدف ، تلف کردن منابع است . بسیارى از افراد ، بسیار منظم، تلاش‏گر ومتعهّد هستند؛ اما فعالیت‏هاى آنان نه تنها باعث تحقّق اهداف نمى‏گردد؛ بلکه ممکن است آنها را از رسیدن به اهدافشان دورکند. گروهى را که در عمق جنگل، تحت نظر یک مدیر، سرگرم باز نمودن راهى به سوى خارج جنگل هستند؛ این گروه داراى سازماندهى دقیق و هماهنگى کامل هستند و نیز افراد گروه، چون داراى هدف مشترک هستند، بسیار باانگیزه کار مى کنند و نظارت بر عملکرد آنان نیز عالى است؛ امّا هنگامى که یکى از افراد برفرازیک درخت مى رود و جهت را مشاهده مى کند، متوجّه مى شود که گروه، نه تنها به سوى خارج جنگل حرکت نمى کنند، بلکه دائماً به قلب جنگل نزدیک‏تر مى شوند(دور شدن از هدف).

در تعیین هدف به نکات زیر توجه کنید:
1. هدف‏گذارى نمى‏تواند فارغ از شناخت واقعیت‏ها باشد.
«کسى که بدون آگاهى به عمل مى‏پردازد هم‏چون کسى است که از بیراهه مى‏رود و چنین شخصى هر چه جلوتر مى‏رود از سر منزل مقصود خویش بیش‏تر فاصله مى‏گیرد».5
2. هدف باید دقیق، روشن و بدون ابهام باشد
3. هدف باید چالشى باشد(نه سهل الوصول باشد نه دست نیافتنى) .
4. هدف باید مورد قبول شما باشد.
5. هدف باید متناسب با توانایى و استعداد شما باشد.
هر کسى را، بهر کارى ساختند
میل آن را در دلش انداختند(مولوى)

2. برنامه‏ریزى‏
«دقّت و ظرافت در برنامه‏ریزى از وسیله و امکانات، مهم‏تر است».6
برنامه‏ریزى عبارت است از پیش‏بینى فعالیت‏هاى مورد نیاز
با توجّه به منابع و توانایى‏هاى موجود، براى رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده. برنامه‏ریزى، مستلزم نگاهى جست‏وجوگر به گذشته، نگاهى عمیق به اوضاع داخلى و تعمّقى ژرف در اطراف و نگاهى بس دورخیز به آینده است. براى انجام هر عملى، لازم است قبل از عمل، برنامه‏ریزى صحیح انجام داد تا منابع ضایع نگردد و فرد بتواند با اثربخشى و کارایى لازم، به تحقّق اهداف خود دست یابد. این کار فوائد زیر را به دنبال خواهد داشت:

مزایاى برنامه‏ریزى‏
1. احتمال رسیدن به هدف را بیشتر مى‏کند.
2. تمرکز بر روى اهداف ایجاد مى‏کند.
3. باعث هماهنگى بیشتر مى‏شود.
4. از اضطراب در محیط کارى جلوگیرى مى‏کند.
5. به کار، معنا و مفهوم مى‏بخشد.
6. اعتماد به نفس را در فرد افزایش مى‏دهد.

3. قاطعیت در کار
در مدیریت، فرض بر این است که انسان قبل از اجراى تصمیم، باید با تفکّر و شناخت درست از مشکل، به جمع‏آورى اطّلاعات و ارزیابى راه حل‏ها بپردازد. در این مرحله، تردید نسبت به راه حل‏ها مفید است؛ زیرا منجر به بررسى دقیق راه حل‏ها مى‏گردد و بعد از تصمیم‏گیرى، باید تصمیم بدون تردید، اجرا گردد؛ زیرا تردید در زمان اجرا بسیار خطرناک است. آن چه با کوشش و صلاح‏اندیشى حاصل گردد، باید با قاطعیت مورد اقدام واقع شود؛ زیرا تزلزل ، موجب سستى و کاهش نیرو مى‏شود.
هر گاه اراده با دور اندیشى توأم گردد، سعادت و نیک‏بختى، کامل شود.7
سستى یکى از اسباب ناکامى و حرمان است. با سستى و ضعف، وقت از دست مى‏رود.8
امام خمینى(ره) در این زمینه مى‏فرماید: «بعد از تصمیم، هیچ به خودتان تزلزل و سستى راه ندهید؛ براى این که چنانچه انسان تصمیم به یک امرى گرفت، ولى متزلزل باشد، این که آیا مى‏تواند این کار را درست تا آن جا که مى‏خواهد و آرزو دارد، عمل کند، این تصمیم‏گیرى با این تزلزل، نمى‏تواند کار را درست انجام بدهد».9

4. نظم در فعالیت
کارهاى خود را نظم دهید.10
خود را به نظم وادارید تا کنترل موثر وظایف برایتان میسرشود. در زندگى، چیزى خطرناک‏تر از بى‏نظمى نیست. ریشه نظم، به معناى خوب و درست انجام دادن کار است. تنها داروى شفادهنده دردها، نظم و خِرَد است. هر کار درست و منظّم و هر فکر شایسته به چهره کارها، زیبایى مى‏بخشد. نظم فیزیکى و نظم فکرى، دو منبع اصلى مدیریت است. غلبه بر بى‏نظمى، شروع خردمندى و رعایت است.
تا نظم نباشد، انسجام نیست.11
یکى دیگر از موانع جدّى در اجراى برنامه روزانه، بى‏نظمى شخصى است. افراد بى‏نظم، وقت را فراوان هدر مى‏دهند، برنامه‏هاى از پیش تعیین شده را زیر پإ؛ئئشق مى‏گذارند و همیشه از کمبود وقت و مشغله زیاد، گلایه‏مندند. بهترین راه مبارزه با بى‏نظمى شخصى، تمرکز فکر بر روى اولویت‏هاى از پیش تعیین شده و حواله دادن کارهاى دیگر به وقت مناسب خود است.
«کار هر روز را در همان روز انجام ده، که هر روز را کارى است».12
دقت امام در رابطه با وقت چندان چشم‏گیر بود که محافظین فرانسوى، موقع تشریف‏فرمایى ایشان براى نماز، ساعت‏هاى خود را میزان مى‏کردند.13
مقام معظم رهبرى نقل مى‏کردند که ما [در] جلسه‏اى خدمت ایشان، نشسته بودیم. بحث ما طول کشید[و] زیاد صحبت کردیم. وسط صحبت، امام یک وقت به ساعت نگاه کردند[و] فرمودند: ساعت قدم‏زدن دیر شد. رأس ساعتى که پزشکان به ایشان مى‏گفتند باید قدم بزنند، ایشان بلند مى‏شدند و قدم مى‏زدند. امام خود مى‏فرمودند: اگر به زندگى و رفتار و حرکاتمان نظم بدهیم، فکرمان هم بالتبع نظم مى‏گیرد.14

5. توجه به اصول تحصیلى و حرفه‏اى‏
تنها به دانش ارائه شده در کلاس اکتفا نکنید، دائما از تغییرات و تحولات ایجاد شده در رشته تحصیلى خود آگاه شوید. ساعات مطالعه خود را همواره افزایش دهید. دانشگاه دانش شما را افزایش نمى دهد؛ این شما هستید که خود را قوى مى‏نمایید.
با وجود فشار کارى و اضطراب‏هاى متعدد، به طور مستمر، اطلاعات و دانش خود را در زمینه حرفه خود، ارتقا دهید.
بعضى از طلاب از امام(ره) پرسیدند که آیا اشتغال به نماز شب، قبل از سپیده صبح بهتر است یا مطالعه کتاب‏هاى علمى؟ امام در جواب فرمودند: «نماز شب را سریع‏تر بخوانید؛ سپس مشغول مطالعه شوید».15
دانشمندان معروف دنیا اگر به جایى رسیدند، مدیون تلاش و کوشش و استفاده دقیق از فرصت‏هاى زندگى بوده است. آنان در هر فرصتى، زمان را غنیمت دانسته، در جهت رشد فکرى و علمى خود استفاده مطلوب مى‏کردند و از رهگذر این مطالعه، خدمات علمى شایانى به جامعه نموده‏اند.
آقاى حاج میرزا عبداللَّه مجتهد تبریزى مى‏گوید: در روزهاى تعطیل که با امام خمینى(ره)به باغ مى‏رفتیم، ایشان از مطالعه کتاب غفلت نداشتند.16

در پایان چند اندرز از بزرگان جهت موفقیت 17
- خودت باش؛ صفات مطلوب را در خود ایجاد کن.
- هشیار باش؛ در هر فرصت احساسات خود را بیان کن.
- مثبت باش؛ هدف‏هاى خود و راه برآوردن آن را مشخص کن.
- منظم باش؛ قدم‏هاى خود را یکى، یکى بردار.
- پشتکار داشته‏باش؛ مسیر خود را از دست مده.
- اهل علم و عمل باش؛ مغز و جسم خود را در انجام کارها، به حرکت وادارکن.
- رشته خود را دقیقاً بشناس.
- معتدل باش؛ از افراط و تفریط بر حذرباش.
- اعتماد به نفس داشته باش؛ مطمئن رفتارکن.
- موفقیّت را، بهترین سرگرمى خود قرارده.
- هر روز چیز جدیدى بیاموز.
- از زندگى یکنواخت، پرهیزکن.
- نگران امور جزئى نباش.
- مهارت‏ها و دانش خود را گسترش ده.
- در تصمیم‏گیرى، مهارت پیداکن.
- به شخصیت خود، اهمیّت بده.
- چنان قوى باش که هیچ عاملى آرامش تو را بر هم نزند.
- همیشه در کار، برنامه‏ریزى و آینده‏نگرى را لحاظ کن.
- ناراحت اشتباهات گذشته مباش؛ امّا از اشتباهات درس بگیر.
- آن قدر بزرگ باش که نگران نشوى.
- انسان باید بر زمان مسلط باشد؛ نه زمان بر او مسلطباشد.
- انسان باید عمیقاً خواستار چیزى باشد.
- سعى‏کن شرایط محیط را به دلخواه خود عوض کنى.


پى‏نوشت:

1. هیمه گلخن: چوب یا خارى که در تون حمام سوزانده مى‏شود تا آب را گرم کند.
2. نهج البلاغه، حکمت 113.
3. نکات مؤثّر در مدیریت کارآمد، ص 181.
4. جعفر رحمانى، على باقى‏نصرآبادى،مدیر موفق ،نشر لوح محفوظ ،ص 71.
5. نهج البلاغه، خ 154.
6. میزان الحکمه، ج 2، ص 551.
7. همان.
8. همان، ص 109.
9. صحیفه نور، ج 14، ص 50.
10. نهج البلاغه، ص 977.
11. همان، ج 11، ص 145 - 150.
12. همان.
13. زى طلبگى، ص 122، به نقل از زن روز، ش 964.
14. نور علم، ش 7، ص 111.
15. صحیفه دل، ص 33.
16. صحیفه دل، ص 56.
17. جان راجرز و پیترمک‏ویلیامز، دارندگى، ترجمه مهدى مجرّدزاده کرمانى، ص‏144.

/ 0 نظر / 4 بازدید