فرصت‏هاى بالندگى در زندگى

1. اول آبان سال 1382 ش. به نام روز برنامه ریزى نامیده شد و شاید استفاده ما از این معنا؛ این باشد که مهر ماه، فرصت آغازین حرکت و مقدمات برنامه‏هاى کلان سالیانه است و آبان پر از برنامه‏هاست.
2. گاینه در سال 1987 م. گفته است: در تحقیقات روان‏شناسى ثابت شده است که انسان داراى افکار بار ارزشى است که به سهولت مى‏تواند آنها را در صحنه‏هاى زندگى و در قالب موفقیت، به منصه ظهور برساند؛ به شرطى که برنامه ریزى کند.1
3. اپیکت رفتارشناس و استاد علم النفس مى‏گوید: همواره با برنامه باش؛ با خودباش و از خویشتن سؤال کن و با خود صحبت کن؛ چون خیلى چیزها دارى که به خودت بگویى و خیلى سؤالها دارى که باید از خودت بپرسى.
4. سه چیز عمده وجود دارد که ارتباط دنیاى ناسوت با ملکوت را هموار مى‏کند و در این ماه پربرکت، برنامه‏هاى زندگى معنوى، یکى نماز است که کلام ما با معبود و معبود با ماست و دیگرى قرآن است که کلام معبود با عبد است و دیگرى دُعاست که نجوا با خالق توسط مخلوق است.
5. چه زیبا گفته‏اند که شب‏هاى معنوى، فرصت است و شب‏هاى بزرگ، قبل شب میلاد ائمه(ع) و شب‏هاى وفات و شب‏هاى قدر و ماه رمضان و شب‏هاى اعیاد بزرگ و شب‏هاى محرم، همه شب‏هاى فرصت است؛ شب‏هاى شدن و پیمودن و حرکت و دورى از رکود و تورم و توقف و استهلاک است.
6. برخى عرفا عقیده دارند که شب بزرگ، فرصت روز بودن است و روزهاى بزرگ، در پس شب‏هاى بزرگ حاصل مى‏شود و هر کسى شب بزرگ نداشته باشد، روز بزرگ نخواهد داشت‏2 و ماه رمضان، ماه خودسازى و ماه برنامه ریزى مادى و معنوى و تحصیلى است.
7. بعضى معتقدند که شفافیت و نورانیت روح و روان، در شب‏هاى بزرگ متبلور مى‏شود و اتفاقاً بسیارى از تصمیمات بزرگ را مى‏توان در این شب‏ها گرفت. نقل است که در واقعه جاودان کربلا، شب عاشورا آن‏قدر بزرگ بود که روز بزرگى مثل عاشورا را رقم زد تا جایى که مورخ و نظریه‏پرداز معروفى مثل ه.س.نیبلت (آمریکایى) آن را بزرگ‏ترین شب تاریخ انسان‏ها مى‏داند.3
8. افرادى مثل کورت فریشلر نیز شب عاشورا را جاودان‏ترین شب تاریخ و انسان‏هاى آن را با هدف‏ترین انسان‏ها مى‏داند.4 شب‏هاى ماه رمضان نیز همین حالت را دارد.
9. شب‏هاى بزرگ، علاوه بر این‏که روزهاى بزرگى در پى دارند، انسان‏هاى بزرگى نیز مى‏سازند. حضرت امام على(ع) در خصوص انسان‏هاى بزرگى که در شب‏هاى بزرگ، بزرگى را تجربه مى‏کنند، مى‏فرماید: زُهّاد اللّیل و اُسُد النَهار؛5 زاهدان و پرهیزکاران شب و شیران روز.
10. وقتى هنگام دعا و نیایش در بارگاه معبود، از وضع آلوده و نامطلوب روح فاصله مى‏گیریم و به وضع شفاف و مطلوب پا مى‏گذاریم و لذت توبه را با چهارچوب بدن احساس مى‏کنیم، در حقیقت وضع موعود را رقم زده‏ایم؛ زیرا با نور اعظم جهان، خالق کون و مکان، روح اعلى و معناى بى‏مثال، هم‏سخن شده‏ایم.
11. فرشتگان همراهان طبیعى دعا هستند. خداوند دعا و هم‏سخنى با خودش را از جانب معبود در برنامه مطلوب و موعود قرار داده است. وقتى شب، شانه‏ها در سکوت و تاریکى، در بارگاه خلوت معبود بلرزد، حتماً فردا پاها محکم‏تر و استوارتر و نیت‏ها شفاف‏تر و چشمان بصیرتر خواهند شد و دیدگان به بد دیدن، آلوده نخواهند شد؛ به قول شاعر:
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن‏
منم که دیده نیالوده‏ام به بد دیدن‏
12. تمام فرصت عمر، فرصت کارهاى بزرگ است و این فرصت از جهتى کوتاه است؛ به قول پرمود بترا و وى جى بترا:
لذت بزرگ در زندگى، انجام دادن کارهایى است که دیگران مى‏گویند و نمى‏توانند انجام دهند و شما در فرصت مناسب و به صورت بهینه انجام مى‏دهید؛ پس بهتر است که کارى مهم را در اولویت قرار دهید.
13. فراموش نکنیم که باید از سه عامل، به خوبى و به موازات هم بهترین بهره‏ها را ببریم؛ زمان، برنامه‏ریزى و اعتماد به نفس.
14. مارتین لوتر کینگ:
باید از عامل زمان، به صورت خلاقانه استفاده کنیم و همواره بدانیم که زمان، همیشه براى انجام کارهاى بزرگ، مناسب است.6
15. امروزه تخمین زده شده است که یک انسان معمولى در روز، حدود 50.000 فکر از سرش مى‏گذرد و این رقم زیادى است.7 بعضى از این افکار، مخرب، انتقام گیرانه، منفى، ناآرام، ترسناک، بدبینانه و نگران کننده هستند و برخى نیز مثبت، مفید، ثمربخش و کارآمد هستند؛ حال چه باید کرد؟
16. در حقیقت سؤال مهم این است که چه باید کرد؟ در پاسخ باید گفت که براى آرامش، توصیه نمى‏شود که افکار منفى را کاملاً حذف کنیم؛ چرا که برخى از آنها برنامه‏هاى ما را جهت مى‏دهند؛ به ویژه افکار نگران کننده که جزئى از زندگى هستند. از این رو ما باید افکار پوچ و انتقام‏گیرانه و ترسناک را به حداقل برسانیم و افکار مثبت و غیرخیالاتى را تقویت کنیم و آنها را به یک تعادل برسانیم و برنامه‏هاى خود را بر مبناى کیفیت‏ها و بنیادها، بنا نهیم تا به تحول و رشد برسیم.
17. وقتى افکار بهینه و کارآمد، بیشتر شوند، فرد به مرحله پویایى فکرى پا گذارده است و پویایى فکرى، عامل بارش مغزى‏8 است.
18. یکى از عوامل ایجاد کننده فرصت بارش مغزى، شادمانه‏هاست. شادمانه‏ها سه دسته‏اند؛ یک سرى شادمانه‏ها، تخلیه عواطف و احساسات است؛ مثل خنده؛ حتّى اگر با گریه همراه باشد.
امروزه درباره قدرت درمانى اشک مى‏نویسند: گریه کردن به ویژه از نوع معنوى آن، درست مانند خندیدن، فواید بسیارى براى سلامتى دارد؛ فشار خون را پایین مى‏آورد و قدرت مجموعه بدن را افزایش مى‏دهد. طى بررسى‏هاى سال 2002 م. مشخص شده است که 85 درصد زنان و 73 درصد مردان بعد از گریه کردن، احساس بهترى دارند.
19. به همان نسبت که گریه کردن مى‏تواند باعث سلامتى شود، خوددارى از آن و نگه‏داشتن خشم و غصه، مى‏تواند مُضر باشد. تحقیقات نشان مى‏دهد که سرکوب کردن احساسات با بالارفتن فشار خون، عوارض قلبى و سرطان ارتباط دارد. بدن ما از نظر ژنتیکى براى گریه کردن، برنامه ریزى شده است و انکار واقعیت، اثر مخرّبى بر سلامت جسمانى ما دارد. انکار واقعیت، یکى از بدترین سرکوب‏هایى است که به ظاهر از مکانیزم‏هاى دفاعى شمرده مى‏شود.9
20. روان شناسان مى‏گویند در طول برنامه‏هاى زندگى - خواه برنامه‏هاى مثبت و بهینه یا برنامه‏هاى تلخ و گزنده زمانى که حس کردید مى‏خواهید گریه کنید، با آن مقابله نکنید؛ زیرا گریه، یک واکنش احساسى سالم و طبیعى است.10 از این رو در عالم تشیع، بهترین نوع گریه و همنوایى‏ها، گریه در شب‏هاى وفات ائمه، به ویژه شب‏هاى عاشورا و قدر و... مى‏باشد. همنوایى با مصیبت‏هاى بزرگ اهل‏بیت(ع)، آرامش عجیبى را بر روح و روان آدمى مستولى مى‏کند.
21. شادمانه دوّم، بیاد آوردن موفقیت‏ها و بهروزى‏ها و شادکامى‏هاى مثبت و ارزشمند است که موتور حرکت آدمى به سوى موفقیت‏هاست و حتى اگر در این زمینه کتاب‏هاى رمز موفقیت انسان‏هاى جاویدان و انسان‏هاى نامى مطالعه شود و احساس کنیم که حرکت‏ها و برخى تجارب ما مثل آنان بوده است، احساس بودن و شدن مى‏کنیم.
22. شادمانه سوّم، شادمانه‏هاى معنوى است. گویى خداوند، روح انسان را با شادى‏ها و تعلقات معنوى گره زده است. سبکى روح و روان و جسم، تنها در شادمانه‏هاى معنوى نهفته است.
23. در سنت بودایى، مشکلات هم براى رشد و آرامش درونى ضرورى شمرده شده‏اند. یک دُعاى معروف تبتى مى‏گوید: «در این زندگى به من رنج‏ها و مشکلاتى عطا کن که قلب مرا بیدار کند و تجربه و تمرین مرا براى آزادى و عشق به همه چیز جهان، به ثمر رساند». به نظر مى‏رسد که وقتى زندگى خیلى راحت و آسان باشد، فرصت‏ها و جسارت‏هاى کمترى براى رشد واقعى نصیب انسان مى‏شود.11
24. یک شاعر عرب مى‏گوید:
فازَ بِاللَّذات مَن کان جَسوراً؛ کسى لذت‏هاى واقعى و عینى و نهایى را مى‏برد که در سختى‏ها جسور و انتخاب‏گر باشد و یقیناً انتخاب هم باید ارزشمند باشد و در ادبیات پرمغز عربى مى‏خوانیم:
مَنْ طَلَبَ العُلیا لَمْ یُغْلِهِ المَهر؛ کسى که بلندى‏ها را مى‏جوید، بهاى اندک، او را از حرکت باز نمى‏دارد.
25. در برنامه‏ریزى‏ها و زندگى‏مان، باید از حالات روحى به خوبى آگاه شویم؛ زیرا انسان در آغاز روح است و سپس جسم.
26. به طور مثال اغلب دانش‏آموزان و دانشجویانى که مدت سه ماه تعطیلات تابستانى را در مسافرت و استراحت و یا کارهاى متفرقه سپرى کرده‏اند، ممکن است دچار این حالت شوند که کشش درسى‏شان در مهر و آبان کم شده است؛ این یک حالت روحى زودگذر است.
27. نباید فراموش کنیم که روان و روح، همنوا با شرایط مى‏شود و این حالت کم کم اتفاق مى‏افتد. هر انسان سالمى داراى وسعت نظر، حواس کامل و عقل است. وقتى روحیه را به وضع موجود و با نگرش مثبت عادت دهید، هیچ کارى سخت به نظر نمى‏آید و مسایل و مشکلات، محال و ترسناک جلوه نمى‏کنند و حلّشان آسان‏تر مى‏نماید.
28. نیچه مى‏گوید:
انسان یک چراى بزرگ است که با هر چگونه‏اى مى‏تواند بسازد. انسان موجود سازگارى است که البته نباید سازش کند.
29. بسیارى از ناکامى‏ها، غیرواقعى و به معناى تأخیر است و شکست نیست؛ کسى که بتواند در ناملایمات و ناکامى‏ها بخندد، حتى نخستین طبیعت را نیز برمى‏انگیزد.
30. زندگى یک مسؤولیت بزرگ است و قبول مسؤولیت بزرگ، قبول مبارزه، رقابت و رشد است.
زندگى هر کس را افکار او شکل مى‏دهد و اندیشه‏هاى ما آینده ما را مى‏سازند و بهبودى زندگى، همیشه ناشى از بهتراندیشى است.
31. بزرگ‏ترین هیجان زندگى، رقم زدن اندیشه‏هاى بزرگ است و اندیشه‏ها در فرصت فرداها نهفته است؛ از این رو بزرگ‏ترین هیجان زندگى مربوط به فرداست.
32. فردا فرصت به واقعیت رساندن ایده‏هاست و باید بدانیم که بهترین ایده‏ها را هم مى‏توان بهتر کرد. انسان در بعد کیفیت، نهایت ندارد.
33. خداوند انسان را به گونه‏اى آفریده است که اگر بخواهد بلغزد، هیچ نهایتى براى مراحل فرودین و سقوط او نیست و دره‏هاى ویل و سرگردانى، دهان گشاده و عمیق است و محل لغزش لجن‏گاه است و لجن لیز است و آدمى سُر مى‏خورد و گاهى در تخریب خود، تسلیم مى‏گردد. از طرف دیگر اعلى علیین و مراحل فرازین و رشد هست؛ تا جایى که یتیم مکه، محمد مصطفى(ص) - ختم رُسُل - به جایى مى‏رسد که جبرئیل نیز نمى‏تواند به آن‏جا قدم بگذارد.
34. در مسیر شدن و رشد، به ویژه در سه بُعد تحصیل، معنویت و تکامل روحى و روانى از دوستان و همراهان سخت عناصر(نه سست عناصر)، نباید غافل شد.
35. روان شناسان مى‏گویند: کسى که دوستان خوب و ارزشمندى دارد، نیازى به آیینه ندارد. 12
36. مورخان مى‏گویند: هر کس تاریخ را عمیقاً مطالعه کند، خواهد دید که پشت سر هر مرد واقعى، زنى وجود دارد که براى او فرصت‏هاى بودن را رقم مى‏زند.
روان شناسان نیز عقیده دارند که در زندگى افراد فرهیخته، دانشمند، مخترع و مبتکر، وجود دوستان ارزشمند، کاملاً محسوس است.
37. اگر دوستان خوبى ندارید، شاید معنایش این است که در حدّ مطلوب تلاش نمى‏کنید و آدم‏شناس نیستید و بدتر از آن، اگر دوستان بد در کنار شما هستند، نشان‏گر این است که نه تنها در شناخت خوبى‏ها و خوب‏ها مشکل دارید، بلکه در طرد بدها و بدى‏ها هم ضعف دارید.
38. انسان‏ها نابغه، برنامه‏ریز، مسلط و موفق متولد نمى‏شوند؛ بلکه این امور، تدریجاً و با سعى و تلاش و شناخت و دقت حاصل مى‏شوند؛ یکى از راه‏هاى کسب این امور، دقت در انتخاب دوستان است.
39. امام على(ع) مى‏فرماید: بدترین فرد کسى است که دوستانى ندارد و بدتر از او کسى است که دوستان خوبش را هم از دست مى‏دهد.13
40. یکى از عناصر عمده موفقیت انسان، دوستى با بزرگان و اندیشمندان است. در دوران دانشجویى، دوستى، احترام و نزدیکى به اساتید فرهیخته که اقیانوس‏هاى عمود بر زمین مى‏باشند، از عوامل مهم موفقیت است.
امام على النقى(ع) مى‏فرماید:
اِنّ العالم و المُتعلم شَریکان فى الرُشد؛ به درستى که استاد و دانشجو، در پیشرفت و ترقى(همدیگر و جامعه) با هم شریک هستند.

پى‏نوشت:

1. غلامعلى حسینى، کتاب‏هاى دانایى و برنایى(روان‏شناسى).
2. این تعبیر از دکتر محمدرضا سنگرى است.
3. م. اکبرزاده، حسین پیشواى انسان‏ها.
4. همان.
5. محمد دشتى، ترجمه نهج‏البلاغه.
6. آنتونى رابینز، جوزف مک کلندون، اندیشه‏هاى نیروبخش، ترجمه مهدى مجردزاده کرمانى.
7. ریچارد کارلسون، زندگى یک فوریت نیست، ترجمه فاطمه معتمدى.
8. Brine Storming.
9. روزنامه ایران، مورخ 82.6.12.
10. همان.
11. ریچارد کارلسون.
12. پرمود بترا و وى جى بترا، اندیشه‏هاى الهام‏بخش.
13. محمد دشتى، ترجمه نهج‏البلاغه.

/ 0 نظر / 6 بازدید