سارقان زمان‏

در نگاه روان‏شناسان، افراد سر حال و شادمان که احساسى خوب در باره خویش دارند، از سه ویژگى مهم بهر مى‏برند:
- برنامه ریزى آموزشى و درسى، نادرقلى قورچیان، پایان نامه مقطع دکترى. (1379)
1. نظم و دقت در زندگى‏
2. تجربه موفقیت و شکست و جزئى از زندگى شمردن آن‏
3. داشتن برنامه، ایده و روش‏
این افراد مشتاق بخشش و کارهاى عام‏المنفعه و نوع دوستى‏اند؛ ولى بخشیدن وقت خویش را روا نمى‏دانند؛ چون زمان تنها سرمایه جبران ناپذیر است و باید با برنامه ریزى تعریف شود. بى‏برنامه بودن و عدم پاسدارى از وقت به معناى تخریب فرصت‏ها است و آدمى را در دام سارقان زمان گرفتار مى‏سازد. درباور روان شناسان، انسان محصول دو چیز است: فرصت‏ها و تهدیدها.
- همان
فرصت‏ها در قالب برنامه، طرح، ایده، محافظت از وقت، تقسیم لحظات زندگى، مشاهده فراگیر وضعیت کنونى، آینده نگرى و فرا سو بینى تعریف مى‏شوند؛ به عبارت صحیح‏تر و خلاصه‏تر، فرصت همان برنامه ریزى است؛ زیرا انسان بى‏برنامه و بى‏هدف، فرصتى را تعریف نمى‏کند و کسى که فرصت‏ها را نمى‏شناسد برنامه‏اى براى خود طراحى نمى‏کند. به گفته میگر، او در حقیقت بر مدار خطر متوقف است، - نظارت و راهنمایى کلینیکى، کیت احپسون و دامین گال، ترجمه دکتر محمدرضا بهرنگى. (1372)
چون دچار استهلاک در جا مى‏شود و «نمى‏خواهد حرکت کند».
- مدیریت سیستم‏هاى اطلاعات، جان بروح وگرى‏گرا ونیتزکى، ترجمه منوچهر غیبى، انتشارات مرکز مدیریت دولتى، تهران 1372.
تهدیدها اگر شناخته شوند، «متغیر مزاحم» - متغیر مزاحم در تحقیق ناشناخته است، ولى به محض شناخته شدن باید کنترل و تحدید (محدود) گردد.
ارزیابى مى‏شوند و در پرتو اندیشه زحمتشان را کم مى‏کنند. ازاین‏رو، واژه‏هاى تلخ سودمند و جهت دهنده‏اند و اندیشه تغییر، اصلاح و تعدیل وضع موجود براى رسیدن به مطلوب را در انسان بارور مى‏سازند.


سه نکته اساسى‏
عوامل خورنده زمان و فرصت‏ها که در این نوشتار سارقان زمان خوانده مى‏شوند، در شمار تهدیدها جاى دارند و باید در جهت شناسایى، تعریف، تحدید و کنترل‏شان گام برداشت.
1. احیاى فرصت نوعى دگرگونى مثبت است، و همه انسان‏ها براى زندگى بهتر به دگرگونى مثبت نیازمندند.
2. وقت عنصر مهم و مشترک زندگى انسان‏ها است و در پرتو بهره‏گیرى بهینه از آن مى‏توان به اهداف دست یافت.
3. اگر روزانه تنها ده دقیقه از وقت را براى بازیافت وسایل گمشده و آشفته تلف کنیم، در سال حدود 60 ساعت وقت از دست مى‏دهیم. براى پیشگیرى از این زیان باید با برنامه‏ریزى درست از آشفتگى، بى‏نظمى و هرچه به هزینه کردن زمان مى‏انجامد، پرهیز کرد.


سارقان زمان‏
1. تعارفات
تعارف‏هاى بیش از حدّ و فقدان شهامت «نه گفتن» نابودگر فرصت‏ها به شمارمى آید.بیش‏تر افراد شکست خورده در برنامه‏ها که با انبوهى از کارهاى نیمه تمام و فعالیت‏هاى زخمى روبه‏رویند، تنها بدان سبب که نمى‏توانند پاسخ منفى دهند، در دام این سارقِ احساسى اسیرند.


2. تلفن‏
تلفن از ابزارهاى ضرورى زندگى امروز به شمار مى‏آید؛ امّا با همه سودمندى‏اش مى‏تواند سارق زمان باشد. گفت‏وگوهاى طولانى، حاشیه روى‏هاى بى‏مورد و حتّى‏ استفاده مکرر از آن به خستگى روانى، انقطاع کار، عصبانیت، ابهام و تحلیل رفتن قواى جسمانى مى‏انجامد. وقفه‏هایى که تلفن‏هاى غیر ضرورى در کار پدید مى‏آورند، موجب هدر رفتن وقت مى‏گردد.


3. ملاقات کنندگان‏
در خانه، محل کار، خیابان و محیطهاى دیگر اجتماعى با افراد گوناگون ارتباط داریم، ولى باید توجه داشته باشیم که بسیارى از این دیدارها و ارتباطها از سود مادى و معنوى تهى است. این دیدارها وقت را نابود مى‏سازد و انسان را از پرداختن به امور مهم‏تر باز مى‏دارد.


4. اطلاعات اضافى‏
بیش‏تر انسان‏ها با اطلاعات، یادداشت‏ها، و مطالب اضافى رو به رویند. این اطلاعات که ذهن یا میز و محل زندگى‏مان را اشغال کرده است، معمولاً به نابودى وقت مى‏انجامد. بررسى، مراجعات مکرر و بیهوده و بازبینى خاطرات نهفته در لابه‏لاى آن‏ها، جز اتلاف وقت معنایى ندارد. براى پیشگیرى از این هزینه جبران‏ناپذیر، باید اطلاعات کیفى موجود، پس از دسته‏بندى و نه بسته‏بندى، در جاى مناسب قرار گیرند. و اطلاعات کمّى به شکل فهرست، نمودار، جدول و غیره خلاصه شوند تا هنگام نیاز به بخشى از آن‏ها به بازبینى کل ناگزیر نگردیم و وقت بسیار هزینه نکنیم.


5. خود محورى‏
خود محورى و خویش را قطب، ناظر و فاعل همه کارها دانستن نیز به اتلاف وقت مى‏انجامد. باید در انجام کارها از تفویض اختیار و یارى همکاران و دوستان بهره برد و از هزینه کردن وقت در امور کم اهمیت پرهیز کرد. افزون بر این، خود محورى سبب فشار عصبى و تنش‏هاى روانى شدید مى‏گردد. انسان‏هاى خود محور در انبوهى از اطلاعات دست و پا مى‏زنند و همواره از کمبود وقت شکوه مى‏کنند.


6. عدم تقسیم انرژى‏
انسان از ظرفیت و انرژى محدود برخوردار است. استفاده مؤثر از وقت، به تقسیم درست انرژى بستگى دارد. بسیارى از افراد در ساعات آغازین صبح، براى مثال از ساعت 8 تا 12 چنان انرژى مصرف مى‏کنند که انرژى جایگزین نیز نمى‏تواند آن‏ها را براى فعالیت‏هاى بعدى آماده سازد.بنابراین، ساعات باقى مانده شبانه‏روزشان تحت تأثیر این خستگى مفرط و طاقت فرسا تلف مى‏شود.


7. عدم اولویت گذارى‏
نداشتن فهرستى از کارها و مشخص نبودن اولویت‏ها، عامل دیگر نابود ساختن فرصت‏ها است. کارهاى روزانه ما سه حالت دارند:
1. امور فورى‏
2. کارهاى متوسط
3. امور عادى و معمولى‏
اگر کارها درست اولویت بندى نشود، در موضوعات جزئى و بى‏اهمیت وقت بسیار هزینه مى‏کنیم و در نتیجه نمى‏توانیم به قدر کافى روى وظایف عمده و حساس متمرکز شویم.
داشتن یک دفترچه کوچک جهت فهرست کردن کارها بر اساس اهمیت‏شان بسیار سودمند است. گروهى از مردم، براى صرفه جویى بیش‏تر در وقت، فهرست کارها را به صورت نشان‏هاى نمادین کنار روز یا ساعت مشخص مى‏کنند. براى مثال در برابر ساعت 8 صبح، جهت پرداخت قبض برق، تصویر لامپ مى‏کشند و براى خرید لوازم التحریر 4 بعد از ظهر از شکل ساده مداد یا کتاب استفاده مى‏کنند.


8. نوع نگرش به زمان‏
نوع نگرش به زمان گویاى روش استفاده از آن است. روز، هفته و ماه دیدن زمان، به «سرقت پنهان» آن مى‏انجامد. براى جلوگیرى از این سرقت، باید زمان را دقیقه، لحظه و ثانیه ببینیم. برنامه ریزى دقیق و زمان بندى شده یعنى نجات دادن و ذخیره ساختن وقت. در پرتو این امر:
1. اهداف حرفه‏اى و شخصى سریع‏تر و مطمئن‏تر حاصل مى‏گردند.
2. وقت ذخیره مى‏شود.
3. وقت کافى براى رسیدن به کارها، وظایف و فعالیت‏ها باقى مى‏ماند.
4. فشارهاى روزمره زندگى کاستى مى‏پذیرد و انسان از عادت‏ها و روش‏هاى بهتر و مطمئن‏تر برخوردار مى‏شود.
راز موفقیت بسیارى از افراد موفق، استفاده بهینه و کارآمد از لحظات و فرصت‏هاى بسیار محدود زندگى است. این نوع بهره‏گیرى از زمان، به آن‏ها اجازه مى‏دهد:
1. نگرشى جامع و فرا گیرد داشته باشند.
2. روشمند برنامه ریزى کنند.
3. به پیشرفت حرفه‏اى و شخصى خویش پردازند.
4. هماهنگ عمل کنند.
5. آمادگى‏شان براى انجام کارها روز به روز بهتر شود.
6. در رویارویى با بحران‏ها و حوادث نامنتظره، خرسندى و تسلط داشته باشند.
7. در پایان روز از احساس مثبت بودن سرشار گردند.
8. زمان را ذخیره سازند.


9. ابهام در اهداف و مقاصد
مارک تواین مى‏نویسد: «اگر اهداف روشن نباشد، باید دو چندان زمان صرف نمود و دو چندان تلاش کرد.»
- مدیریت زمان، لوتارجى سى ورت، توکلى نیا، نشر عصر ظهور، 1378.
مدیریت زمان در بستر اهداف روشن و فعالیت‏هاى تعریف شده معنا مى‏یابد؛ چون اهداف محرک و مشوق فعالیت‏هایند. برنامه ریزى مبتنى بر هدف، روشى بهینه و پاسخ‏گو است.
آن که در برنامه‏هایش اهدافى آگاهانه و هوشمندانه پى مى‏گیرد، با استفاده از انضباط و انگیزش شخصى، بُعدى جدید در خویش پدید مى‏آورد که اصطلاحاً نیروهاى ناخودآگاه خوانده مى‏شود. روشن بودن اهداف و تعیین اولویت‏ها ارتباط تنگاتنگ دارند. تعیین اولویت، اهداف روشن بسیار و آسان است و حتى مى‏توان گفت، وقتى اهداف ابهام ندارد، میزان اهمیت و اولویت آن‏ها احساس مى‏شود. ابهام در اهداف به عدم تعیین اولویت و در نتیجه از دست دادن فرصت در کارهاى کم اهمیت مى‏انجامد.
در پایان باید یادآور شد که به سازى و کیفى کردن برنامه‏ها به فراموش نکردن این شعار مشروط است: برنامه باید نوشته شود.
برنامه، بذر فرصت‏ها است، و زمان، فصل بهار. هر که در بهار بذر نیفشاند، درو را تجربه نخواهد کرد.
باز تأکید مى‏کنیم: «برنامه ریزى یعنى نجات دادن و ذخیره سازى وقت».

/ 0 نظر / 6 بازدید