برنامه ریزى تعطیلات

برنامه ریزى تعطیلات‏
اصطلاحى جدید مى‏گوید: «آدم بى برنامه یعنى آدم بدون کارنامه.» برنامه خود نوعى انتخاب است و باید بهترین، کامل‏ترین، دقیق‏ترین و کارآمدترین انتخاب‏ها باشد.
زندگى ما مجموعه‏اى از انتخاب‏هاى ما است. زندگى عرصه تعطیلى و بطالت نیست. بدین سبب، ایام تعطیل این جهان مانند ایام دیگر برنامه مى‏خواهد. تعطیلات امورى قراردادى‏اند که برنامه خاصّ مى‏طلبند.
عامل اساسى تعریف وظایف و محدود کردن پراکندگى‏ها برنامه است. برنامه اهداف را روشن‏تر مى‏سازد، از تعارض و ناسازگارى‏ها مى‏کاهد، آدمى را سمت تحول و دگرگونى مثبت و مفید پیش مى‏برد و انتخاب‏هایش را عاقلانه‏تر مى‏کند. آن‏که در زندگى هدف و انتخاب‏هایى ندارد و انرژى اش را بى مصرف رها مى‏سازد، در وضعیت بدى به نام سکون به سر مى‏برد. بدتر از سکون تسلیم مطلق در برابر وضع موجود است که برخى از این افراد بدان تن مى‏دهند.
در خصوص سکون و تسلیم مطلق شدن این اشاره سودمند مى‏نماید: روزى به ابوسعید ابى الخیر عرض کردند: فلان مریدت در راه افتاده است. دست به سوى آسمان بلند کرده و فرمود: خداى را شکر که از راه نیفتاده است. پرسیدند: چرا؟
فرمود: زیرا آدم در راه افتاده را مى‏توان یارى کرد تا بلند شود و به مسیرش ادامه دهد؛ ولى آدم از راه افتاده را نمى‏توان با یارى کردن در مسیر حرکت داد؛ باید اول به مسیر بازش گرداند، سپس تقویتش کرد و یارى اش داد تا راه بیفتد.
در راه افتاده نماد آدم ساکن و متوقف است و از راه افتاده نماد آدم تسلیم شده. آدم ساکن بین ماندن و رفتن مُردد است و آدم تسلیم شده و بازمانده در شک ساکن است. امام على(ع) مى‏فرماید: شک گذرگاه خوبى است؛ امّا توقفگاه خوبى نیست. انسان تسلیم شده به عدم توانش یقین یافته است. برنامه داشتن و برنامه ریزى به ایام کارى و تحصیلى اختصاص ندارد و تمام حیات ما، به ویژه ایام تعطیل و استراحت، را در بر مى‏گیرد. ما باید برنامه ریزى شده عمل کنیم و شاید استراحت، تفریح و شادى و در کنار خانواده بودن برنامه ریزى بیش‏ترى مى‏طلبد. البته در خصوص ایام تعطیل نظرها متفاوت است؛ براى نمونه یاد کرد آراى زیر سودمند مى‏نماید:
- ایام تعطیل یعنى استراحت مطلق.
- در ایام تعطیل زمان برنامه‏ها ما را ردیف مى‏کند و به تفکر پیش نگر نیاز نداریم.
- در ایام تعطیل باید فعال بود؛ امّا تنها در راستاى شادى و تفریح.
- ایام تعطیل زننده و تنفر آور است.
واپسین عبارت از آن معتادانِ به کار است. فرد معتاد به کار، همواره خود را به کارى مشغول مى‏کند. در نتیجه، میان انبوهى از کارها مدفون مى‏شود و چه بسا به آن وابسته مى‏گردد. دلیل‏هاى ناپیداى این اعتیاد مى‏تواند مختلف باشد. فرار از مشکلات شخصى، بزرگ جلوه دادن شخصیت، بى‏برنامگى در ایام تعطیل و سوابق و تجربه‏هاى تلخ، بخشى از علل این اعتیاد به شمار مى‏آید.
آیا اعتیاد به کار عامل اصلى دلزدگى و تنفر از تعطیلى است؟
در پاسخ باید یاد آور شد: خیر؛ زیرا افراد سختکوش هم معمولاً از کار و فعالیتشان لذت برده، کسب رضایت مى‏کنند و بهترین بهره‏ها را از ایام تعطیل مى‏برند. عده‏اى نیز در ایام تعطیل پُر کارتر، خسته‏تر و بى حوصله‏تر مى‏شوند. اینان کسانى هستند که پیش از ایام تعطیل فهرستى از کارهاى عقب افتاده و اصطلاحاً فعّالیّت‏هاى زخمى به دوش مى‏کشند و مى‏خواهند عقب ماندگى شان را در روزهاى تعطیل جبران کنند. این جبران مافات، مکافات روز تعطیل مى‏شود و به کلافگى و بى حوصلگى فرد و اندوه اطرافیان مى‏انجامد.
اگر تعطیلات را اوقات فراغت به شمار آوریم، باید در دنیاى متلاطم، پر رقابت و متحول امروز در اندیشه پربار کردن اوقات فراغت باشیم نه پرکردن آن؛ براى مثال، اگر قرار است مطالعه کنیم، بیهوده، و شاخه‏اى و بى هدف و اصطلاحاً فله‏اى مطالعه نکنیم. بهترین‏ها و لازم‏ترین‏ها را بخوانیم تا در کنار بهره بردارى معنوى مشکلات ما نیز حل شود. برخى از راهکارهاى تأمین هدف عبارت است از:
1. استفاده از نظرها، تجارب و اندوخته‏هاى استادان و ارباب فن در خصوص منابع معتبر
2. استفاده از سوابق و تجارب دوستان در خصوص کتاب‏هاى جدید، مقالات نو و مباحث ارزشمندى که از آن‏ها مطلع نیستیم و مى‏تواند عامل رشد کیفى ما باشد.
3. توجّه به علائق فکرى خویش و پربار کردن فرصت‏ها با مطالب ارزشمند.
4. مراجعه به مجلات، روزنامه‏ها و نمایه‏هاى نشر و شناسایى و شکار بهترین کتاب‏هاى معرفى شده که غالباً با روحیات ما سازگارترند.
5. مراجعه به کتابخانه‏ها و انتخاب کتاب و مطبوعات مفیدتر
اگر قرار است درس بخوانیم و قسمتى از تعطیلات خود را به مطالعه دروس اختصاص دهیم، توجّه به نکات و راهکارهاى زیر ضرورت دارد:
1. نباید فراموش کرد که ایام تعطیل همیشه زود مى‏گذرند.
2. شاید تعریف نشدن زمان و ساعات در قالب کلاس، درس خاصّ، ساعت حضور و فعّالیّت مشخص یکى از علل گذر سریع ایام تعطیل باشد.
3. زمان در ایام تعطیل قاب بندى شده نیست و شما تیک یا پیوستار است.
4. در ایام تعطیل واژه‏هاى کلامى ما با روزهاى دیگر متفاوتند؛ زیرا در ایام دیگر سال که به فعّالیّت علمى، تحصیل، کار و اشتغالات دیگر مى‏پردازیم، وقتى مثلاً واژه صبح را به کار مى‏بریم، بى درنگ ساعت آن را دقیقاً به طرف مقابل اعلام مى‏کنیم. یا وقتى از یک فعّالیّت در بعد از ظهر صحبت مى‏کنیم، دقیقاً ساعت و حتّى دقیقه‏اش را گوشزد مى‏کنیم؛ ولى در ایام تعطیل در کنار واژه‏هاى صبح، عصر، شب از تعیین زمان کم‏تر استفاده مى‏کنیم.
5. در ایام تعطیل، به ویژه اگر مانند تعطیلات نوروز یا تابستان متوالى باشد، حالت روانى‏اى به سراغ انسان مى‏آید که امروز فردایى یا اصطلاحاً آینده بینى براى دفع برنامه‏ها است. فردا ملاک عمل مى‏شود. دوباره فردا امروز مى‏گردد و فرداى بعد از آن ملاک عمل قرار مى‏گیرد. بدین ترتیب، چه بسا ایام به سرعت مى‏گذرند؛ برنامه‏ها که با قول به خویش و تاکید درون شروع شده، بر صفحات کاغذ باقى مى‏مانند و ایام شیرین تعطیل که حالا خط بطلان خورده‏اند، با حسرت و تأسف و آه بدرقه مى‏شوند. این حالت را اصطلاحاً تشییع زمان مى‏نامیم و اندوه حاصل از آن در انبوه بى برنامگى‏ها و تبدیل فرصت‏ها به یکدیگر از بین مى‏رود.


راهکارها:
1. قبل از شروع تعطیلات، برنامه‏اى ویژه طراحى کنید و بر کاغذ بنگارید و پیوسته به خود یاد آور شوید که روزهاى آینده برنامه دارم.
2. دروس، تکالیف، تحقیق، مطالعه، خلاقیّت، ابتکار و کنجکاوى‏هاى علمى را در برنامه لحاظ کنید.
3. حتّى الامکان برنامه‏هاى ایام تعطیل سنگین نباشد؛ زیرا برنامه زدگى ایجاد مى‏کند.
4. بهتر است برنامه ایام نخست تعطیل از دیگر ایام سبک‏تر باشد؛ ولى مصمم‏تر شروع شود تا افسوس‏هاى پنهان در آینده به سراغ انسان نیاید. در روزهاى بعد باید فعّالیّت‏ها به تدریج بیشتر گردد و ساعت برنامه ریزى شده غنى‏تر شود؛ یعنى با برنامه باشیم، امّا غرق برنامه نشویم. اگر برنامه از آغاز با فعّالیّت‏هاى سنگین پر شود، امکان دارد فرد از همان آغاز ورشکسته شده، اعتماد خود به برنامه و برنامه ریزى را از دست دهد و به ورطه برنامه روزى و چه بسا برنامه سوزى پناه برد.
5. در ایام تعطیل که عمدتاً برنامه‏هاى تلویزیونى پر حجم، متنوع و سرگرم کننده‏اند؛ به صورت سارق زمان در مى‏آیند و سبب مرگ فرصت‏ها مى‏گردند. راهبردهاى زیر در پیشگیرى از این پدیده سودمند است:
الف) اغلب فیلم‏ها و سریال‏هاى تلویزیونى شخصیت‏هاى ثابت و فیلم نامه‏هاى قابل پیش بینى دارند و در دقایق اول یا قسمت‏هاى آغازین عاقبت خود را آشکار مى‏سازند. بهتر است در تماشاى تلویزیون تماشاچى محض نباشیم و عادت کنیم هنگام نگاه کردن به تلویزیون، کارهاى دیگر مانند یادداشت بردارى، پاکنویس، مطالعه، علامت گذارى، حل تمرین را انجام دهیم.
ب) بسیارى از فیلم‏ها و سریال‏ها در ساعات دیگر دوباره پخش مى‏شوند. چنانچه به سریال یا فیلمى علاقه خاص داریم، بهتر است تماشاى آن را به زمان دیگر که حجم فعّالیّت‏ها کم‏تر است یا اصطلاحاً اوقات مرده شمرده مى‏شود، واگذاریم.
ج) مشاهده بیش از حد خشونت، جنایت و تخلفات و شنیدن واژه‏هاى خشن، دور از نزاکت و قهرآمیز بر روان ما آثار بسیار نامطلوب مى‏گذارد. بنابراین، مى‏توان از مشاهده بسیارى از این برنامه‏ها چشم پوشید؛ زیرا نه تنها سود ندارند، بلکه مشکلاتى نیز به ارمغان مى‏آورند. افزون بر این، بسیارى از برنامه‏هاى یاد شده بعد از پایان، صرع تصویرى در بیننده ایجاد مى‏کنند و چه بسا تماشاچى را تا مدت‏ها با توهمات و عدم تمرکز روبه‏رو مى‏سازند. امروز صرع تصویرى مشکلى جدى است و به نظر روان پزشکان و روان شناسان از عوامل مهم رسوب گذارى توهمات پایدار و نیمه پایدار در ذهن انسان است. گاه این حالت در دانش‏آموزان به خوبى مشهود است و در ساعات اولیه کلاس درس، به سبب جولان تصاویر فیلم و سریال شب گذشته در ذهن شان، در حالت خلسه فرو مى‏روند. این حالت امروز یکى از موانع جدى یادگیرى است و ضریب آن در ایام تعطیل، به خاطر حضور پر رنگ ما در منزل و تعلق خاطر به سرگرمى تلویزیون، فزونى مى‏یابد.
د) بسیارى از فیلم‏ها و برنامه‏هاى سرگرم کننده براى فرهنگ و روحیات و حالات فکرى و عادات ما ساخته نشده است؛ بر روان آثارى زیانبار مى‏نهند و برنامه‏هاى ما را مختلف مى‏سازند. حذف آن‏ها از زندگى ضرورت دارد و سبب احیاى اوقات فراغت و عملى شدن برنامه‏هاى بعدى ما مى‏شود.
ه) آثار مخرّب و زیانبار برخى از برنامه‏ها و تصاویر حتّى یادگیرى و استعدادها را به مخاطره مى‏افکند. بعضى از این برنامه‏ها، آگاهانه یا در اثر غفلت سازندگان آن با احساسات ما بازى مى‏کنند و در بستر استعدادهاى ما بذر نومیدى مى‏پاشند.
5. وقتى در ایام تعطیل خود را به یک برنامه دقیق و حساب شده مقید مى‏سازیم و در کنار آن از تفریح و استراحت نیز بهره مى‏گیریم، از احساس رضایت و شادى‏اى ویژه سرشار مى‏شویم و به توانمندى‏ها و قدرت اندیشه خویش بیش‏تر اعتقاد پیدا مى‏کنیم.
7. داشتن برنامه در ایام خالى از برنامه خاصّ مثل تعطیلات این حُسن را دارد که نگاه انسان را عوض مى‏کند. حتّى روزها معنا دار و شب‏ها پر ارزش مى‏شوند. حرکات و سکنات معتبر مى‏گردند و جالب این‏که هر چه اهداف برنامه بیش‏تر تحقّق یابند، اخلاق، رفتار و منش ما بهتر مى‏شود. در این موقعیت، دنیا زیباتر به نظر مى‏رسد، معناى واقعى رنگ‏ها را با چشم و ذهن در مى‏یابیم؛ تابلویى که در منظر داریم، زیباتر مى‏بینیم و حتّى غذاى هر روزمان را لذیذتر مى‏یابیم.


استراتژى برنامه پنهان‏
معمولاً در اطراف هر فرد، افزون بر خانواده و بستگان نسبى و سببى، افراد دیگر مانند دوستان و افرادى که به طور رسمى و غیر رسمى با فرد در تعامل رفتارى‏اند؛ وجود دارند که از نظر رفتار و برخورد با یکدیگر متفاوتند. دیدارهاى حساب نشده، ملاقات‏هاى غیر ضرورى، تشویق و اصرار دیگران در خصوص انجام یک فعّالیّت، اتلاف وقت در قالب چرخیدن بیهوده و کلاً کشتار زمان در ایام تعطیل و استراحت از عوامل مهم تضییع وقت به شمار مى‏آیند. بنابراین، بسیارى از افراد پیرامون ما سارقان زمانند و گاه بى آن‏که خودشان بدانند به ما ضربه مى‏زنند؛ چون غالباً اوقات سوخته و زمان استراحت خود را با اوقات بهینه ما پر مى‏کنند. در این موقعیت، سفارش برنامه ریزان زمان بهره‏گیرى از استراتژى برنامه پنهان است. عناصر و عوامل عمده این برنامه عبارت است از:
1. جدیت
فرد جدى همیشه به طرف مقابل القا مى‏کند که به برنامه خویش پایبند است. انسان جدى بیدار است و با تعارفات به هر طرف کشیده نمى‏شود.
2. عدم اشاعه اوقات فراغت و فعّالیّت خویش‏
در بسیارى از موارد، لزومى ندارد دیگران بدانند در فلان ساعت کجا هستیم و چه مى‏کنیم، کدام وقت ما خالى و کدام پُر است، چه زمانى استراحت مى‏کنیم، چه ساعت در خانه‏ایم و چه زمانى بیرون مى‏رویم.
3. شهامت عدم همراهى در برخى برنامه‏ها
عدم همراهى با برنامه‏هاى دیگران - حتّى اگر وقت داریم - ما را از مراحل احساسات، خجالت، اطاعت مطلق و غیره به سوى تقید، شهامت و مهم‏تر از همه تجزیه و تحلیل و قضاوت و داورى پیش مى‏برد.
4. واقع بینى به جاى خوش بینى‏
واکنش ما در قبال رفتار، خواسته‏ها و عملکرد افراد زمانى بهترین نتیجه را مى‏دهد که واقع بین باشیم. خوش بینى افراطى و بدبینى تفریطى به معناى غرق شدن در توهمات غلط و ذهنیات منفى و پیش ساخته است. برنامه ریزى بهینه به واقع بینى و محاسبات حقیقى و دقیق فرصت‏ها نیاز دارد. این امر براى محافظت و حراست از اوقات فراغت بسیار مهم و الزامى است.
5. اطلاع از الگوهاى خوب‏
بسیارى از افراد براى اوقات فراغت خود برنامه‏هاى موفق، اطلاعات مفید و حتّى طراحى زمانى خوبى دارند. پس لازم است پرس‏وجو کنیم و از آن الگوها آگاه شویم. یکى از بهترین این الگوها، الگوى تقسیم وقت هر روز از 7 صبح تا 12 شب در قالب سه بخش صبح، عصر و شب و سپس تقسیم هر کدام از این وقت‏ها به دو بخش است که جمعاً 6 بخش مى‏شود. باید در یک روز تعطیل دست کم براى هر کدام 1 ساعت خارج کرد که جمعاً 6 ساعت مى‏شود. اگر فرضاً یک هفته تعطیل یا استراحت کنیم، در طول هفته 42 ساعت بهینه استخراج مى‏شود. با این ویژگى که هر روز 18 ساعت ما آزاد است تا به استراحت و تفریح و کارهاى دیگر بپردازیم، باید 6 ساعت استخراج شده را به فعّالیّت علمى و جدى اختصاص دهیم و از تضییع آن در دل 24 ساعت جلوگیرى کنیم. نکته مهم این است که مى‏توانیم ساعات یاد شده را ثابت نگرفته، به صورت شناور مورد بهره بردارى قرار دهیم. فرضاً در یک هفته تعطیل وقتى قرار است 2 ساعت را براى بعد از ظهر روز شنبه برنامه ریزى کنیم، این 2 ساعت مى‏تواند ساعت‏هاى 14 - 15 و 17 - 18 باشد؛ و در روز یک شنبه ساعت‏هاى 15 - 16 و 16.30 - 17.30.
6. باور به موفقیت
باور از عوامل مهم زمینه ساز توفیق افراد در برنامه‏ها و زندگى است. باور به خویشتن عامل توفیق یا سلب توفیقات است. اگر به توانمندى‏ها و رشد و ارتقاى خویش باور مثبت داشته باشیم، موفقیت را در چند قدمى خود مى‏بینیم؛ در غیر این صورت، احساس ترس و شکست و ناتوانى در کمین ما است.

/ 0 نظر / 4 بازدید